Archive for the ‘موسقی’ Category

Ozzy Osbourne

سپتامبر 10, 2008

25 فروردین 83

با سلام خدمت همگی دوستان:

یک شعر از یکی از بزرگان سبک هوی متال

این ترجمه را به تمامی علاقه مندان به اوزی اوزبورن و مخصوصا بابک و فاروق می کنم. امیدوارم من را به خاطر این ترجمه بد ببخشید اما برای بهتر معنی دادن جملات. مجبور به مفرد نوشتن آنها شدم.

امیدوارم که این شعر بوسیله سایت شیرازمتال دزدیده نشه!!!

Album: Ozzmosis
Year: 1995
Band: Ozzy Osbourne

Lyric: Osbourne, Vallance

 

I Just Want You

من تنها تو را می خواهم


There Are No Unlockable Doors
There Are No Unwinnable Wars
There Are No Unrightable Wrongs
Or Unsingable Songs

 

هیچ در غیر قابل گشایشی وجود ندارد
هیچ جنگ غیر قابل فتحی وجود ندارد
هیچ خطای قابل اصلاح نشدنی وجود ندارد
یا (هیچ) آهنگ غیرقابل خواندنی (وجود ندارد)


There Are No Unbeatable Odds
There Are No Believable Gods
There Are No Unnameable Names,
Shall I Say It Again, Yeah

هیچ سختی شکست ناپذیری وجود ندارد
هیچ خدای قابل باوری وجود ندارد
هیچ اسم غیر قابل نام بردنی وجود ندارد
آیا این را دوباره خواهم گفت. بله

 

There Are No Impossible Dreams
There Are No Invisible Seams
Each Night When Day Is Through
I Don’t Ask Much


هیچ رویای غیر ممکنی وجود ندارد
هیچ نمود غیرقابل مشاهده ای وجود ندارد
هر شب وقتی روز به پایان می رسد
من زیاد نمی پرسم

 

I Just Want You
I Just Want You

من فقط تو را می خواهم

من فقط تو را می خواهم

 

There Are No Uncriminal Crimes
There Are No Unrhymable Rhymes
There Are No Identical Twins
Or Forgivable Sins

 

هیچ جنایت غیرجنایی وجود ندارد
هیچ شعر غیر قابل قافیه ای وجود ندارد
هیچ دوقلوی یکسانی وجود ندارد
ویا (هیچ) گناه بخشودنی (وجود ندارد)

 

There Are No Incurable Ills
There Are No Unkillable Thrills
One Thing And You Know It’s True
I Don’t Ask Much


هیچ بیماری درمان ناپذیری وجود ندارد
هیچ هیجان کشنده ای وجود ندارد
یک چیز و تو (نیز) می دانی که درست است
من زیاد نمی پرسم

 

I Just Want You
I Just Want You
I Just Want You
I Just Want You


من فقط تو را می خواهم
من فقط تو را می خواهم
من فقط تو را می خواهم
من فقط تو را می خواهم

 

I’m Sick And Tired Of Bein’ Sick And Tired
I Used To Go To Bed So High And Wired
YeahYeah, Yeah, Yeah
I Think I’ll Buy Myself Some Plastic Water
I Guess I Should Have Married Lennon’s Daughter
Yeah – Yeah, Yeah, Yeah

 

من دلزده و خسته از دلزده و خسته بودن هستم
من سرمست و بسیار عصبی به تخت می رفتم
بله – بله.بله.بله
فکر می کنم که برای خودم آبی دروغی خواهم خرید
گمان می کنم که می بایست با دختر لنین ازدواج می کردم
بله – بله.بله.بله

 

There Are No Unachievable Goals
There Are No Unsaveable Souls
No Legitimate Kings Or Queens,
Do You Know What I Mean? Yeah


هیچ هدف دست نیافتنی وجود ندارد
هیچ روح نجات نیافتنی وجود ندارد
هیچ شاه و ملکه حلال زاده ای (وجود ندارد)
منظور مرا می فهمی؟ بله

 

There Are No Undisputable Truths
And There Ain’t No Fountain Of Youth
Each Night When Day Is Through
I Don’t Ask Much

 

هیچ حقیقت غیر قابل بحثی وجود ندارد

و هیچ سرچشمه جوانی وجود ندارد
هر شب وقتی رو به پایان می رسد
من زیاد نمی پرسم

 

I Just Want You [6 Times]
Yeah, Yeah, Yeah
I Just Want You
I Just Want You
Hey, Yeah,
I Just Want You
Yeah, Yeah, Yeah
I Just Want You,
Hey
I Just Want You
I Just Want You


من فقط تو را می خواهم (6 بار)
بله.بله.بله
من فقط تو را می خواهم
بله.بله.بله
من فقط تو را می خواهم
بله.بله.بله

 

نقدی بدبینانه بر آلبوم پنهان فرشید اعرابی

سپتامبر 10, 2008

11 فروردین 83

سلام:
دیروز کاست پنهان فرشید اعرابی به دستم رسید.
خب می دونید که این اولین کاست مجاز در سبک متال در ایران است. وباز شدن راهی برای گروه های دیگر می تواند باشد.

 

پنهان

 

گیتار الکتریک : فرشید اعرابی
گیتار باس : فرشید اعرابی
سازهای الکترونیک : فرشید اعرابی
برنامه ریزی درامز : فرشید اعرابی

آهنگساز : فرشید اعرابی
تنظیم کننده : فرشید اعرابی

خواننده : فرشید اعرابی

خب می بینید که همه کار رو خودش انجام داده. فقط شعر رو خودش نگفته که اگر می تونست می گفت. فکر کنم دیگه توی این زمینه استعداد نداشته.
به هر حال به عنوان اولین کار متال در ایران قابل قبوله. اما به طور کلی کار زیاد خوبی از آب در نیومده.
این کاست ضعف های زیادی داره و من سعی می کنم با همین دو مرتبه که شنیدم این ضعف ها رو بر شمارم.(البته من در برابر بعضی از بزرگان موسقی که می آن اینا رو می خونن پوزش می خواهم اگر کم و کاستی در درک این حقیر می بینند.)

خب اول اینکه در سرتاسر آلبوم ما ریف های خیلی ساده و ابتدایی می شنویم و هیچگونه چیز خاصی نیستند. به نظر من این ها ساده ترین ریف هایی بوده که می شد بسازه. و برای اینکه این کمبود رو یک جورایی پنهان کنه در سرتاسر همه آهنگها از سولو استفاده کرده برای اینکه ریف ها به درستی شنیده نشوند. به همین دلیل ما سولو ها رو جاهایی که نباید می شنویم و این یکی از عامل های شلوغی و در همی آهنگ ها شده.
یکی دیگه از ایراد هایی که داره بد تمام شدن آهنگهاست. آهنگ ها یا به طور خیلی ناگهانی تموم می شن که همین ناگهانی تمام شدن اصلا تکنیکی نیست. می رفت چهار تا کار این مدلی رو می شنید بعد از این کارها می کرد. و یا اینکه در اوج سولو صدای آهنگ به طور وحشتناکی کم می شه و باعث ضد حال برای شنونده می شه. من نمی دونم چرا سولو های قشنگش رو اینطوری حروم کرده. شاید می خواسته تایم آهنگ هاشو کم بکنه و شاید هم ارشادی چیزی بهش گیر داده که اینطوری فکر نمی کنم. به هر حال از این لحاظ هم ضد حال زده.
مورد دیگه استفاده از پاساژ تکراری بوده. برای کل این آلبوم فکر نمی کنم بیش از پنج پاساژ ساخته باشه و هر پاساژ رو ده بار توی یک آهنگ تکرار می کنه. و حتی یکی از پاساژ هایی که قشنگ از آب در اومده رو توی چندین آهنگش به طور مشترک استفاده می کنه. من نمی دونم چرا از یک دامر استفاده نکرده. این طوری کارش انعطاف بیشتری داشت. این کارش چند دلیل  می تونه داشته باشه. یکی این که پول نداشته یک درامز بگیره و بزنه. شاید بلد نبوده. که در این دو صورت می تونست یک درامر بیاره. ولی اینطوری یک مشکلی پیش می اومد: کلاس کار پایین می اومد و کاری دو نفره می شد. پس حاضر شد که به آلبومش گند بزنه ولی اسم خودش تنهایی روی کاست باشه.
موردی دیگه در مورد خوندنشه. خواسته متال بخونه. برای همین خیلی خشک خونده و بی روح. اصلا هیچ احساسی از خوندنش به آدم دست نمی ده. انگار اصلا خوانندگی بلد نبوده. و همین بدون احساس خوندنش یکی دیگه از عوامل به دل ننشستن آهنگ هاست. می تونست آهنگ ها رو بسازه و بده یک نفر خواننده براش بخونه. اما این کار رو هم نکرد به همون دلایل.

نقص دیگه ای که آلبوم داره اینه که از اول تا آخر آهنگ ها یکریز داره می خونه و نفس آهنگ رو می گیره. اصلا به آهنگ فرصت خود نمایی نمی ده. و وقتی می افته روی دنده خوندن. پشت سر هم و یک نفس می خونه با همون لحن بی روحش. اگر کاستی بی کلام می داد خیلی سنگین تر بود.
بعد هم از یک سری شعر استفاده کرده که همه صد بار خوندنش. نکرده یک شعری جدید بخونه.

تمامی اینها و اشکالات دیگه ای که این آلبوم داره فقط یک دلیل داره و اون هم اینه که : خواسته خودش تنها این کار رو بکنه و تمام این کاست حاصل تفکرات یک فکر و نظره. و این در هنر موسقی افتضاحه.

بکش تا هیکلت بیاد چون خود کرده رو تدبیر نیست.
حیف استعدادهایی که در این مملکت حروم شدن. حیف اوهام هایی که زودتر از زمان آمدند و حرام شدند. حیف شهرام های شعربافی که استعداد هایشان سرکوب شد.
و لعنت بر این ارشاد اسلامی که در ارزش گذاری مشکل داره.

وای بر ما.

 

اولین جک وبلاگی 83

سپتامبر 10, 2008

10 فروردین 83

سلام به همگی دوستان عزیز:
قبل از اینکه نوشتن را آغاز کنم از عرفان و علی عزیز معذرت خواهی می کنم و امیدوارم سو تفاهم نشه. این مطلب فقط جنبه شوخی داره. امیدوارم که مشکلی پیش نیاد.امروز مثل همیشه رفتم و میل بکسم رو چک کردم. دیدم که یک ایمیلی از وحید اومده که وبلاگش رو به روز کرده. من هم روی لینک کلیک کردم و رفتم توی وبلاگش.
دیدم که یک شعر از فرشید اعرابی گذاشته بود. من هم نظرم رو دادم و گفتم که زیاد با آلبوم پنهان فرشید اعرابی حال نکردم.
بعد شروع کردم به خوندن نظرات دیگر دوستان که ببینم اونا چی گفتن. خیلی ها که اصلا توی باغ نبودن و چرت و پرت نوشته بودن. اصلا نمی دونستند ماجرای شعر چیه. بعضی ها هم یک نظراتی داده بودند.
تا اینکه رسیدم به نظر عرفان. دیدم نوشته: من که هنوز این آلبوم به دستم نرسیده ولی به نظر می آد جالب باشه.
من هم برای اینکه زیاد به این آلبوم چشم انتظار نباشه و دنبالش نگرده رفتم روی لینک وبلاگش کلیک کردم.
خلاصه دلم براتون بگه که وارد وبلاگ شدم. خواستم توی آخرین پستش براش توضیح بدم که این آلبوم اونقدر ها هم که فکر می کنه جالب نیست.
خلاصه اینکه نظرم رو دادم و طبق معمول یک نگاهی انداختم به نظرات باقی دوستان (البته بگم که هنوز مطلبشو نخونده بودم.)
دیدم نوشتن که:

مي دونی ديگه هيچ وقت چيلدرن مثل سابق نخواهد شد … اونا گروه رو با هم تشکیل داده بودن … سه نفرشون هم با هم سن بودن ( و دوست ) … ولی حالا یکی از اونا نیس … هر کی هم که جاش بیاد نمی تونه مثل اون کار کنه … آتنا ازم پرسیده بود حالا اونا کی رو بجاش ميارن … من بهش گفتم اين مهم نيس مهم اينه که حالا الکسی کجا می ره
 
چلدرن با رفتن الکسی ديگه چيلدرن نميشه!….فعلا 

درباره چیلدرن هم بگم واقعا متاسفم…فکر می کنم اونا هم مثل متالیکا. بیتلز بعد از رفتن الکسی دیگه مثل قبل نمی شن.من با خوندن این نظرات واقعا مغزم خیلی گیج زد. حالم عوض شد و سریع رفتم که ببینم چی نوشته. آخه نگران شدم. با خودم گفتم که ما که به اصطلاح در بطن اخبار هستیم تا این لحظه که چیزی نشنیده بودیم. ببینم جریان از چه قرار بوده و دیدم که نوشته:

هنوز چند هفته ای از وقتی که وبلاگ wildchild2 خبر غم انگیز رفتن Alexi “WildchildLaiho رو از گروه CHILDREM OF BODOM داد نمی گذزه
علت ترک”برآورده نشدن اهداف الکسی” گفته شده است.
 الکسی گفته بود:”این کار نه برای من آسان هست نه برای اعضا و نه برای مردم
.همین طور گفته بودChildren of bodom ain’t ready to fu**ing die yet
و حقیقت گروه ادامه خواهد داشت.این برای من  بهتر بود.
متاسفانه خبر ترک آلکس حقیقت داره…آخه Children of bodom بدون Wildchild دیگه معنی نداره.با این حال ترک آلکسی بسیار سخته.هنوز آلبوم های اون توی گوش مون هست.مثلا موسیقی وبلاگ من.
اين متن کامل حرف هايی است که آلکسی در سايت رسمی گروه ميزنه:


So…unfortunately it is true that Alexander is no longer part of the Hatecrew, and we just wanted to make the point clear that there is absolutely no bad blood between us, what so ever. We really try not to make a big deal out of this, and since it`s not our place to talk about Alexander`s personal affairs, we have to be brief about this. Alexander realized he couldn`t take this constant touring life anymore and felt that he was holding us back by not enjoy doing this anymore and that it was better for him to bail out than not giving the whole 100% and making himself unhappy. His exact words to me were ”It`s not fair to me, to you, or to our fans to pull an act in front of you all and just do it for money” We understand that some of you might feel that it`s not COB without him, and it is true that he was a huge part of us just like every other member, but we hope that YOU understand that this has not been easy for us, but, god damn, we will carry on with a new guy(which we`ll let you know about later),cuz after all, the fact is: CHILREN OF BODOM AIN`T READY TO FUCKING DIE YET!-

Alexi Laiho

 

آن چیزی که مسلم بهش فکر می کنیم این هست که آیا Children of bodom از هم پاشیده می شه یا نه؟
این سوال مهمی هست که چیزی به غیر از زمان چيزی نمی تونه پاسخ گوی آن باشه.
جواب دیگر تو حرف ها هست:”ادامه خواهیم داد….حقیقت
children of bodom خواهد بود… .
ولی حدس می زنم که دیگه گروه با قدرت قبل نخواهد بود… .
امیدواریم آلکسی مرد متولد در
April 1979 در فنلاند هر جا که خواهد بود مثل قبل موفق باشه.ولی مشکلات قبلش رو نداشته باشه

من که واقعا از خنده داشتم می مردم که یک نفر با نوشتن یک همچین چیزی تمام مردم رو مچل خودش کرده.
دیدم که این قضیه از یک وبلاگ دیگه به اسم وایلد چایلد ریشه پیدا کرده. رفتم که ببینم اون چی نوشته که بنده خدا عرفانو این همه سرکار گذاشته.
رفتم و این رو دیدم:
متاسفانه و با عرض تسلیت باید بگم که wild child دیگه عضو children of bodom 

 

نیست . نمی دونم که دیگه بعد از این چیلدرن گوش بدم یا نه . آخه یه چیلدرن بود و

 

یه الکسی . همه آهنگای اونا یه طرف و صدای خدای الکسی هم یه طرف دیگه .

 

 هیچ کس  هیچ وقت نمی تونه جای الکسی رو تو چیلدرن بگیره .

 

علت این که الکسی از گروه جدا شد رو حتی توی سایت رسمی گروه هم نگفتن

 

ولی بعضی ها می گن اون توی چیلدرن به همه خواسته ها و اهدافش نرسیده و

 

 برای همین گروه رو ترک کرده .

 

توی این سایت الکسی گفته : این کار نه برای من نه برای اعضای گروه و نه برای

 

مردم آسون نیست ولی به هر حال من باید برم . و اینم گفته :

 

Children of bodom ain’t ready to fu**ing die yet

 

 

دیگه من واقعا از خنده پاره شدم. دوستانمون چه مترجمان خوبی هم که هستن. تازه حالا فهمیدم که مطالب منو هم نخوندن. پسر خوب اول ببین یارو چی گفته بعد بیا حرف بزن. همینطوریه که شایعه سازی می شه.
بابا توی مطلب
Hate Crew Deathroll من که نوشته بودم. برو یک بار دوباره اون مصاحبه رو با Alexi Laiho بخون ببین چی گفته. شما دقیقا همون متنی رو که من به عنوان مصاحبه نوشته بودم رو نوشتید اما با ترجمه ای متفاوت.خوبه خودت هم نوشتی که 

Alexi اینو گفته :
Children of bodom ain’t ready to fu**ing die yet

Children of Bodom حالا حالا ها از هم نمی پاشه.


این رفقای ما اسم گیتاریست گروه Alexander Kuoppala رو با Alexi Laiho قاطی کرده بودن. فکر کردن که Alexi رفته از گروه بیرون. یک سری آدم از دنیا بی خبر رو هم ناراحت کرده بودند. اونا هم دیگه کم کم می خواستن خودشون رو بکشند.به هر حال خیلی حال داد.
من شرمنده همگیتون هم هستم.

بدرود.

 

 

وقتی که عقاب گریه می کند

سپتامبر 10, 2008

10 اسفند 82

سلام به همگی:

خب يک خبری که شايد براتون جالب باشه :‌ آلبوم سال ۲۰۰۴ گروه خدای Iced Earth به بازار اومد!!!

اين آلبوم The Glorious Burden نام دارد که شامل ۱۱ آهنگ است:


1.)
Star-Spangled Banner
2.)
Declaration Day
3.)
When the Eagle Cries
4.)
The Reckoning
5.)
Greenface
6.)
Attila
7.)
Red Baron/Blue Max
8.)
Hollow Man
9.)
Valley Forge
10.)
Waterloo
11.)
When the Eagle Cries (Unplugged)

همانطور که می دانيد Matthew Barlow خواننده خوش صدای گروه، پس از سالها همکاری از گروه جدا شد. او در حالی از گروه جدا شد که گروه در حال ضبط آلبوم خود بود و وی علت اين عمل را، تاثير حادثه ۱۱ سپتامبر بر خود می داند.
همانطور که در خبرها آگاه شديد قرار شد که
Tim Owens خواننده خدای گروه Judas Priest به جای Matthew Barlow به گروه بپيوندد و همين طور شد.
اشعار اين آلبوم به جنگهای قديمی تاريخی برمی گردد (حدود قرن ۱۵ پس از ميلاد).

من اين آلبوم رو ندارم و به همين دليل فقط نقل قول می کنم. درستی مطالب با گردن نويسنده!!
آهنگ Attila در مورد حمله هان به اروپا و نابود سازی آن است.
آهنگ
When the Eagle Cries در مورد جريان ۱۱ سپتامبر است.
مثل اينکه
Declaration Day و Valley Forge در مورد انقلاب آمريکا !!! است.
آهنگ
Waterloo هم در مورد همون شکست معروف ناپلئون است.
آهنگ
Red Baron/Blue Max هم در مورد جنگ جهانی اول است.

خلاصه توی اين آلبوم پدر جنگ رو در آوردن. مثل اينکه خيلی بهشون بر خورده وقتی برج های دوقلو رو زدن.
اما هدف من از نوشتن اين آپديت اين نبود! من می خواستم از آهنگ When the Eagle Cries بگم و Clip توپ اين آهنگ!! به همين دليل مجبور شدم يکم پر حرفی کنم.

اينقدر اين کلیپ سنگين و تاثير گذاره که هر بنی احدی رو از حادثه ۱۱ سپتامبر منزجر می کنه. من که خودم حال کرده بودم با اين حادثه، وقتی که اين کلیپ رو ديدم و اشعار رو شنيدم می خواستم گريه کنم.
آخه توی اين کلیپ Matthew Barlow در کنار Tim Owens نشسته در خرابه های برج های دوقلو و Matthew گيتار می زنه و Tim می خونه. وقتی که آدم اين دو قول بزرگ خوانندگی رو در کنار هم می بينه بيشتر آهنگ روش تاثير می ذاره. وقتی به چشمهای Tim نگاه می کنی تمام غم دنيا رو تو چشماش می بينی. شعرشو که ديگه نگو. واقعا روی آدم اثر می ذاره.
اين هم خود آهنگ. بريد کيف کنيد.

When the Eagle Cries 

Another day, just like any other
out of the blue, it turned to horror
How could they? Why would they?
The innocents suffered hell’s inferno
An senseless act that goes unforgotten
How could they? They will pay.

روزی ديگر، همانند باقی روزها
ورای (آسمان) آبی، به وحشت تبديل شد
چطور توانستند؟ چرا اين عمل را انجام دادند؟
بيگناهان از جنهم گيری رنج بردند
عملی غير انسانی که فراموش نمی شود
آنها چطور توانستند؟ آنها بهای (عملشان) را خواهند پرداخت 

 
When the Eagle Cries 
وقتی که عقاب گريه می کند


Out of the ashes came a tempted vengeance,
but we are focused, we seek redemption
we are free, we’ll stay free
All they’ve done, is make us stronger
The sleeping giant, is asleep no longer
If need be, we’ll die free 
بر فراز خاکسترها(ی آوارها) وسوسه انتقام به وجود آمد
اما ما متمرکز (دقيق) هستيم، ما در جستجوی رستگاری هستيم
ما آزاده هستيم، آزاده خواهيم ماند
کاری که آنها کرده اند، ما را قوی تر می سازد
هيولای خواب (استعاره از آمريکا)، ديگر خواب نخواهد بود
اگر لازم باشد، ما آزادانه خواهيم مرد

When the Eagle Cries 
وقتی که عقاب گريه می کند

 

Samael

سپتامبر 10, 2008

28 بهمن 82

با سلام
می دونم که این آپدیت رو به جز چند نفر معدودی کس دیگری نمی خونه. اما نمی تونم ننویسم چون دیوانه گروه 
Samael هستم.
سامائل گروهی سویسی است که در سبک 
Electro Black Metal فعالیت داشته.  آنها کار خود را به گفته خودشان در سال 1988 با خریداری یک درام کیت آغاز کردند و به مدت 3 ماه بر روی 2 آهنگ کار کردند. اما هرگز در این فکر نبودند که می توانند آنها را روزی ارائه دهند. در اواخر سال آنها EP به اسم Medieval Prophecy  در 1000 نسخه توزیع کردند و این عامل باعث شد که خودشون رو باور کنند و احساس کنند که کاری می کنند.
برای ساپورت 
EP تصمیم به تور دادن گرفتند و اولین اجرای آنها در Iserlohn آلمان در برابر 80 نفر صورت گرفت.
در سال 1990 اولین آلبوم آنها به اسم
Worship Him  ارائه شد و برای این آلبوم در آلمان. فرانسه و لهستان کنسرت دادند.
در سال 1992 به استدیو
TNT در آلمان رفتند تا آلبوم Blood Ritual را ضبط کنند.
در سال 1994 آلبوم
Ceremony of Opposites
 را ضبط کردند. (خداییش خیلی آلبوم قشنگیه. آهنگ های سنگین و زیبائی مثل
Baphomet’s Throne , Flagellation , Crown ,  Ceremony of Opposites واقعا انسان رو دگرگون می کنه.)
بعد از توری که برای این آلبوم در اروپا دادند برای تور در آمریکا همراه
Cannibal Corpse دعوت شدند و از این واقعه به عنوان  واقعه ای به یاد ماندنی یاد می کنند.
در سال 1995 دوباره به استدیو رفتند تا آلبوم
Rebellion را ضبط کنند.
در تابستان همین سال درامر گروه که برای کیبورد نیز آهنگسازی می کرد تصمیم گرفت که فقط به کیبورد بپردازه و چون نمی خواستند کسی دیگر را برای درام زدن وارد گروه کنند تصمیم گرفتند که از
Drum Machine استفاده کنند.
در بهار 1996 دوباره به استدیو رفتند و آلبوم
Passage را ضبط کردند و همچنین در همین سال اولین ویدیو کلیپشان را ضبط کردند.
در تابستان 1998
EP به اسم Exodus ضبط کردند و سریعا به نوشتن آلبوم بعدی پرداختند. این آلبوم Eternal نام داشت که در سال 1999 ارائه شد. بعد از این آلبوم آنها تا سال 2003 فقط به تور دادن پرداختند. به نظر می آد که خودشون رو برای آلبوم جديد آماده می کنند.


اعضای کنونی گروه:
خواننده:
Vorphalack
گيتار:
Kaos
بيس:
Masmiseim
کيبورد / درامز:
Xy

اين هم متن آهنگ زيبای Together از آلبوم Eternal سال ۱۹۹۹:

can you give as much as you can take
can you love as much as you can hate
the flame we share is one as you’re aware
the needs we burn is the child we never had
we split our lives to find our mind again
we do divorce so our first fight’s regained
together will we remain to say
آيا می توانی همانقدر که می دهی، بگيری
آيا می توانی همانقدر که متنفری، دوست بداری
شعله ای که ما قسمت می کنيم، يکی است همانطور که تو می دانی
الزامی که ما می سوزيم، فرزندی است که هرگز نداشته ايم
زندگيهايمان را از هم می دريم تا دوباره ذهنمان را بدست آوريم
ما متارکه می کنيم، پس اولين نبردمان فرا می زسد
آيا با همديگر خواهيم ماند تا بگوييم

together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم

feelings we keep away from decay
feelings we send each other everyday
does your silence speak the word I hear
does your reserve mean what I fear
the forever we are is the forever we murdered
stay right here, stand by me
احساساتی که از آسيب ديدن بدور نگه می داريم
احساساتی که هر روز برای يکديگر می فرستيم
آيا سکوتت کلماتی را که می شنوم را بيان می کنند
آيا متانت تو چيزی است که من می ترسم
ما جاودانه هستيم .. آيا جاودانی را از بين برده ايم 
اينجا بايست، مرا آماده کن
  
together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم

together will we remain to say
together will we survive to see
آيا با همديگر خواهيم ماند تا بگوييم
آيا بيش از اين با يکديگر خواهيم بود تا ببينيم

 

Hate Crew Deathroll

سپتامبر 10, 2008

23 بهمن 82

با سلامی دوباره:
خب اتفاقاتی طی این چند روز افتاد که به این نتیجه رسیدم که در این دنیای مسخره ننوشتن هم معنی نداره. همین که بگم من دیگه نمی نویسم خودش یک جور تظاهره. یکی از بچه ها می گفت: می خوای با این کارت خواننده هاتو بیشتر کنی؟!! شاید یک جور کلاس گذاشتن باشه. من از درون خودم رو از بین می برم. خب ننویسم که چی بشه؟ و یا حتی اینکه  بنویسم باز هم اتفاقی برام نمی افته. در هر دوصورت کار خاصی نکردم. نمی خواستم مثل بعضی از وبلاگها که خواننده هاشون رو توی کف می ذارن، اون هم برای تظاهر، باشم.

به هر حال نوشتم. اما این دلیل نمی شه که ادامه بدم. شاید تا دهه فجر سال دیگه هیچی ننوشتم ویا شاید همین فردا دوباره آپدیت کردم. بستگی به حال و حوصله ام  داره.

به قول خودم، سگ تو ضرر؛ می نویسیم دیگه.
حدود ۲ ماه پيش بعد از ماهها تو کف بودن آلبوم سال 2003 گروه
Children of Bodomبه اسم Hate Crew Deathroll به دستم رسيد. خواستم که حسابی بهش گوش بدم و بعدا در موردش بنويسم. امروز اون روز فرارسيده و يک نظرکی داديم ديگه. (بابا صاحب نظر )
و يکبار ديگر 
Alexi Laiho اثری زيبا خلق کرد!! به نظر من اين آلبوم هم همچون آلبومهای گذشته ای که از Children of Bodom شنيدم خيلی زيبا بود. حتی در رده بندی بهترين آلبوم های سال 2003 مقام ۱۴ آورده.

از خيلی جهات Hate Crew Deathroll به Follow the Reaper شباهت داره و می شه گفت که همون آلبومه!!! هر دو دارای ۹ Track هستند و تعدادی Bonus Track .
آلبوم
Hate Crew Deathroll دارای ۲ Bonus Track است که يکی کاور آهنگ Silent Scream از گروه Slayer است با حال و هوای سبک Children of Bodom . فريادهای سهمگين Laiho صدای Araya رو تداعی می کنه. کلا کيبورد فضای آهنگ رو تغيير داده و در بعضی از قسمت های آهنگ، کيبورد سولو های سريع آهنگ را می نوازه.
Bonus Track ديگری، آهنگی است که در نسخه ژاپنی آلبوم وجود داره و اسمش هست Somebody Put Something in my Drink . می شه گفت آهنگی است به سبک Heavy Metal که واقعا زيباست. در اين آهنگ Alexi از خشونت صداش کمی کاسته و آدم روحش لطيف می شه بعد از شنيدن اين آهنگ . اولين آهنگ ملايم گروه است ولی در کل خيلی زيباست.
اولين چيزی که با شنيدن آلبوم متوجه می شيد اينه که آلبوم به طور کلی از آلبوم های قبلی سريع تره. يعنی آهنگ ها دارای ريف های سريعتری هستند و شايد بشه گفت اين عامل باعث کاهش زيبائی نواختن ها در اين آلبوم باشه.
دومين چيزی که متوجه می شود کم شدن تکنوازی های کيبورد در اين آلبوم نسبت به آلبوم های گذشته است.

از ابتکارهای اين آلبوم، افکت هائی است که در آهنگ Needled 24.7 شنيده می شود و به زيبائی روی آهنگ نشسته و Match شده. اين آهنگ شباهت زيادی به آهنگ Follow the Reaper از آلبوم سال 2000 داره. اصلا می شه گفت ساختار اين دو آلبوم يکی است که اين کمبود برای يک آلبوم است!
آهنگ
Angels Dont Kill دقيقا مثل آهنگ زيبای Everytime I Die است! يعنی در ميانه آلبوم همانند آلبوم Follow the Reaper  پس از چند آهنگ سريع، به آهنگ سنگينی دقيقا مثل Everytime I Die می رسيم(البته نه به زيبائی اون).
Bodom Beach Terror يکی ديگر از آهنگهای گوشنواز اين آلبومه و يک ريف بسيار زيبا داره که با خوندن وحشيوار Alexi اين زيبائی رو دو چندان کرده.(اين آهنگ من رو که کلا ديوونه کرده؛ يک بار که داشتم باهاش هد می زدم نفهميدم چی شد، سرم محکم خورد توی ميز…..تا ۲ روز داغون بودم).
Single زيبای you’re better off dead هم به عنوان Track شماره ۷؛ در اين آلبوم گنجانده شده.
در پايان نيز آهنگ خود آهنگ
Hate Crew Deathroll شنيده ميشه که دارای ريفهای زيبايی همچون باقی آهنگهای آلبوم است.
در اين آلبوم
Alexi Laiho همچون باقی کارهای گذشته اش بيشتر به خود موسقی توجه کرده تا به اشعار موسقی. اين اشعار را نيز در استاديو و در هنگام ضبط آلبوم گفته است!!!
در کل آلبومی است که جوابگوی خواسته طرفداران بوده است.

در ادامه قسمتی از مصاحبه ای که Lord of Wasteland از Metal-Rules با Alexi Laiho داشته رو براتون گذاشتم:
MR: می تونی عنوان اين آلبوم رو برامون توضيح بدی؟
AL: خب Hate Crew (گروه منفور) که گونه ای ديگر از بيان Children of Bodom است. گروه Children of Bodom منفور هميشه اين گونه بوده اند……

MR : نوشتن و ضبط آلبوم چقدر طول کشيد؟
AL: ما نوشتن آهنگها رو حول و حوش فوريه شروع کرديم و ضبط آهنگها رو در آگوست 2003؛ که ۶ هفته طول کشيد. ميکسشون هم ۱۰ روز طول کشيد.

MR: خيلی سريع!
AL: بله؛ خيلی سريع.

MR: آيا Track های باقی مانده ای برای اينکه ارائه بشوند وجود دارد؟
AL: بله. قبل از اينکه حتی اين آلبوم ضبط بشه، ما آهنگی به اسم you’re better off dead ضبط کرديم که فقط در فنلاند ارائه شد. که اين آهنگ را در اين آلبوم بازنوازی کرديم. و همچنين يک بازنوازی از Slayer.

MR: آهنگ Silent Scream ؟
AL: دقيقا. تقاضا کرديم که در آلبوم بزرگداشت Slayer باشه اما به دلايلی نشد و ما تصميم گرفتيم که به عنوان Bonus Track ازش استفاده کنيم.

MR: با کدوم آهنگ ها بيشتر حال می کنی؟
AL: هر لحظه نظرم تغيير می کنه. در ابتدا Needled 24.7 بود اما اين آهنگ همه جا هست و يک جورائی ازش زده شدم. بعد از اون Sixpounder بود و بعد از اون Hate Crew Deathroll . اما فکر می کنم که الان دوباره Sixpounder باشه.

MR: من قبلا شنيده ام که شما اشعارتون رو تا حدودی بداهه می گيد.
AL: خب بداهه نيستند اما در اشعاری هستند که در گذشته کاملا مزخرف بوده اند و در واقع اصلا هيچی نبوده اند. خواندن فقط يک ساز است و بس. فکر می کنم که نصف اشعار رو قبل از ورود به استديو و باقی را در استديو تمام کردم. چون کل ماه جولای رو غمزده و نااميد بودم. وقتی بود که Alexander به من گفت که می خواد حقش رو طلب کنه و من غمگين شدم و برای يک ماه به هيچ چيز اهميت ندادم و فقط پارتی دادم. من فقط در آپارتمانم می نشستم و نوشيدنی می خوردم و آدمهای اطرافم عوض می شدند. در تمام مدت پارتی می دادم و شعر می گفتم. چيز جالبی بود چون تا به حال چنين تجربه ای نداشتم.

MR: بايد بپرسم…چرا Alexander Kuoppala از گروه جدا شد؟
AL: خب من سعی می کنم که مواظب باشم در مورد اينکه چه چيزی پشت سرش می گم چون هيچ چيز بدی بين ما نبود. اون به من گفت که خسته شده از تور دادن و زندگی در هتل ها و اتوبوس های تور و … و کلا از زندگی بدينگونه. برای من خيلی عجيب بود چون اون يک فرد راک اند رول جون سخت بود و ناگهان ۱۸۰ درجه چرخيد. 


لامصب کلی باهاش صحبت کرده و من حتی حوصله ندارم از روش بخونم چه برسه به…
من اين آلبوم رو بهتون توصيه می کنم. باورتون نمی شه اگر بگم در اين ۲ ماه حدود ۲۰۰ مرتبه به آلبوم گوش دادم.

خواستم ترجمه چند تا از آهنگهاشو بذارم؛ ديدم طولانی ميشه هيچکس نمی خونه و بعد هم ميگن خيلی شعر توپی بود. ما هم به خودمون زحمت نداديم.
خيلی ممنونم از تمامی دوستانی که يک جورايی باعث شدن من به نوشتن اميدوار بشم. اما هنوز زياد اميدوار نيستم!!! يعنی نه حالشو دارم و نه وقتش…….فعلا

پدرام باشيد.

 

Nick Barker and Rammstein

سپتامبر 10, 2008

5 بهمن 82

درود بر همگی:
به علت دلايلی مسافرت من به تاخير افتاد و از فرصت استفاده کرده نيمچه آپديتی کردم.
هميشه برام درام زدن درامر گروه
Cradle of Filth جالب بود، چون به طور وحشيانه ای سريع درام می زد. دوست داشتم که بدونم کيه که اين همه سرعت در عين مهارت داره.
حدود ۲-۳ سال پيش تصويری
From Cradle to Enslave به دستم رسيد و همونطور که می دونيد حدود ۲۰ دقيقه آخر يکی از اجراهای Live گروه است و مربوط به زمانی می شه که هنوز درامر گروه عوض نشده بود. وقتی که درام زدن Nick Barker رو ديدم، قيافم اينطوری  شد. از بس سريع و مسلط درام می زد. از همون موقع بود که شيفته اش شدم. به همين منظور خواستم اينجا يادی ازش بکنم.
در بين درامرهای مطرح جهان، اگر بخواهيم دسته بندی کنيم و ۱۰ تای اونها را انتخاب کنيم
Nick Barker در اين رده بندی جا می گيره و هر جا سخن از درام و درامر باشه، اسم اون هم هست. می تونيد با يک search کوچيک اين موضوع را امتحان کنيد.
Nickolas Barker در سال ۱۹۹۰ با چند تن گروه Catalepsy را تشکيل دادند. که با اين گروه جديدالتاسيس يک demo به اسم The Faces of Death ارائه داد. تا سال ۱۹۹۲ که گروه به طور جدی شروع به کار کرد و اسم گروه را نيز به Monolith تغيير دادند. در اين هنگام يک single به اسم Sleep with the dead ارائه دادند. سپس آلبومی به اسم Tales of the Macabre در همين سال ضبط کردند که می شد به عنوان اولين آلبوم گروه وارد بازار بشه اما نشد.
در اين هنگام با گروه انگليسی
Cancer در تور اروپايی Sins of Mankind در ژوئن ۱۹۹۳ شرکت کرد و برای آنان درام زد. پس از تور به سرعت به گروه جديدالتاسيس ديگری به اسم Cradle of Filth ملحق شد.
در همين سال با گروه آلبوم 
THE PRINCIPLES OF EVIL MADE FLESH را ارائه داد.
در سال ۱۹۹۵ آلبوم
VEMPIRE؛ که تا بدين جا با Cacophonous records قرارداد داشتند. اما از اين پس با Music For Nations قراردادبستند و آلبوم های بعدی از اين قرارند:
DUSK AND HER EMBRACE در سال ۱۹۹۶
CRUELTY AND THE BEAST  در سال ۱۹۹۸
FROM THE CRADLE TO ENSLAVE  در سال ۱۹۹۹
در اين هنگام بود که از گروه جدا شد و به پروژه شخصی خودش يعنی
Lock Up پرداخت و آلبومی به اسم PLEASURES PAVE SEWERS ارائه داد. در همين حين گروه Dimmu Borgir را متوجه خود ساخت و آنها از وی برای عضويت در گروه دعوت کردند.
نيکولاس به همراه
Dimmu Borgir در سال ۲۰۰۱ آلبوم Puritanical Euphoric Misanthropia را ارائه داد و دوباره مدتی را به پروژه Lock Up اختصاص داد و اين بار در سال ۲۰۰۲ آلبومی به اسم HATE BREEDS SUFFERING را وارد بازار کرد.

در سال ۲۰۰۳ نيز در آلبوم Death Cult Armageddon گروه Dimmu Borgir درامز نواخت.
وی همکاری با گروه هائی مثل
Borknagar و Old man’s child را نيز در پرونده کاری پرشکوه خود دارد.

خيلی سعی کردم که بيشتر در موردش اطلاعات پيدا کنم اما حتی يک مصاحبه بدرد بخور هم نبود!! به هر حال از کوتاه بودن زندگينامه معضرت می خوام. اما در عوض ترجمه يکی از اشعار زيبای گروه Rammstein که نسيم عزيز زحمتش را کشيده، را براتون می گذرم. باشد که لذت ببريد.

Mutter
مادر

Die Tränen greiser Kinderschar
ich zieh sie auf ein weißes Haar
werf in die Luft die nasse Kette
und wünsch mir, dass ich eine Mutter hätte
keine Sonne die mir scheint
Keine Brust hat Milch geweint
In meiner Kehle steckt ein Schlauch
Hab keinen Nabel auf dem Bauch

 Mutter

 اشکهای کهنه کودکان
 من بر موی سفيد می مالمشون
(
ziehen: کشيدن، ماليدن)
(بعد) اين زنجير سفيد را پرت می کنم در هوا
و‌ آرزو می کنم برای خودم که {ای کاش} مادری داشتم
نه خورشيدی که بر من بتابه
نه سينه ای که شير گريه کنه
تو حلقم يک لوله گير کنه
رو شکمم ناف ندارم

مادر، مادر، مادر، مادر

Ich durfte keine Nippel lecken
und keine Falte zum Verstecken
niemand gab mir einen Namen
gezeugt in Hast und ohne Samen
der Mutter die mich nie geboren
hab ich heute Nacht geschworen
ich werd ihr eine Krankheit schenken
und sie danach im Fluss versenken

 Mutter

من اجازه ندارم لب تر کنم
(
Nippel:لب به ليوان نوشيدنی زدن و فقط کمی ازش نوشيدن)
 (
lecken: ليسيدن)
و هيچ چروکی که قايمش کنم
(
Falte: -اينجا يعنی- چين و چروک پشت، بر اثر پيری)
هيچکس به من نامی نداد( هيچکس روی من اسمی نگذاشت)
درست شده در نفرت و بدون تخم
به مادری که منو هيچوقت بدنيا نياورد
امشب قسم خوردم که
بهش يک مريضی هديه کنم
و بعدش در رودخانه غرقش کنم

مادر، مادر، مادر

In ihren Lungen wohnt ein Aal
auf meiner Stirn ein Muttermal
entferne es mit Messers Kuss
auch wenn ich daran sterben muss

Mutter

تو ريه هاش يک مار ماهی زندگی می کنه
رو پيشونی من يک خال
بکنش (جدايش کن) با يک بوسه چاقو
حتی اگر بايد بر اثرش بميرم

مادر، مادر، مادر

In ihren Lungen wohnt ein Aal
auf meiner Stirn ein Muttermal
entferne es mit Messers Kuss
auch wenn ich verbluten muss

Mutter 

تو ريه هاش يک مار ماهی زندگی می کنه
رو پيشونی من، يک خال
بکنش با بوسه چاقو
و (حتی) اگر من تا مرگ خون بريزم

مادر، مادر، مادر

Mutter
oh gib mir Kraft

  مادر
 آه، بهم قدرت بده

 

Metallica and Tiamat

سپتامبر 10, 2008

1 بهمن 82

درود بر همگی:
مدتی است که

داريوش مطلب روی دستش باد کرده و نمی دونه که کدوم رو بنويسه. از اون جائی که من هم تازه از امتحانات برگشته ام، يکی از مطلب هاش رو داد به ما بنويسيم. اين مطلب بيوگرافی Tiamat است. من هم يکم بعضی از قسمت های اشعار رو تغيير دادم ولی بدون هيچ دستکاری ديگری ، به همون سبک بيوگرافی نويسی داريوش، اينجا می نويسمش:

Tiamat گروهی سوئدی است که فعالیت خود را در میان هزاران گروه دث متال سوئدی در ضمینه این موسیقی شروع کرد .

این گروه در سال 1987 به وسیله johan edlund که خواننده کی بردر و گیتاریست گروه و تنها عضو باقی مانده از ترکیب ابتدایی گروه تا الان است تشکیل شد . در ابتدای تشکیل گروه آنها نام خود را brainwarp گذاشتند که در سال 1988 به hellslaughter تغییر نام دادند و تحت این نام گروه دو دمو به نامهای crawling in vomits و sign of the pentagram ضبط کردند .

سر انجام گروه در سال 1989 نام خود را به tiamat تغییر داد و در سال 1990 اولین آلبوم کامل خود را به نام Sumerian cry و در شرکت century media ضبط کرد .

پس از تمرینات بسیار گروه در تابستان سال 1991 به آلمان رفت تا دومین آلبوم خود را در آنجا ضبط کند . این آلبوم astral sleep نام دارد . که بلافاصله بعد از این آلبوم در سال 1992 گروه در اولین تور خود به نام the southernmost voyage شرکت کرد .

در تابستان سال 1992 گروه به آلمان بازگشت تا clouds آلبوم بعدی خود را ضبط کنند . این آلبوم ترکیب جالبی از death و doom متال را نشان می دهد که با کی بردی زیبا همراه شده است .

گروه بعد از این آلبوم قصد داشت که نام آن را از clouds به in a dreams تغییر دهند که با مخالفت شرکت century media مواجه شد . آلبوم clouds بسیار مشهور شد و در صدر جداول متال دنیا قرار گرفت .

پس از این آلبوم گروه در تور full of hate به همراه گروههای  paradise lost ، carcass ، death ، cannibal corpse شرکت کرد و بلافاصله بعد از اتمام آن در توری دیگر به همراه گروههای samael و unleashed شرکت کرد .

گروه در سال 1994 در تابستان 1994 آلبوم بعدی خود را ضبط کرد که wild honey نام داشت و دو آهنگ gaia و what ever that hurts هم به صورت ویدئو کلیپ منتشر شد .

بعد از این آلبوم هم گروه در تورهای متععدی شرکت کرد که اولین آن به همراه گروههای type o negative و sentenced بود و در سال 1995 هم در توری دیگر به همراه motorhead و black sabbat شرکت کرد .

جان ادلاند در سال 1996 بیشتر وقت خود را صرف نوشتن آلبوم بعدی خود کرد و در دسامبر 1996 برای ضبط آن به استودیو رفت که نهایتا این آلبوم در مارس 1997 ضبط و تمام شد .

نام این آلبوم a deeper kind of slumber که به نظر من شاهکار گروه و آلبومی بی نظیر در سبک خودش است . بلافاصله بعد از این آلبوم گروه ویدئو کلیپ آهنگ cold seed را با قیافه هایی جدید ، سرهای تراشیده و بدنهای رنگ کرده ضبط کردند .

در آن سال گروه در 13 تور و فستیوال شرکت کرد .

آلبوم بعدی گروه هم skeleton skeletron نام داشت که در سال 1999 ضبط شد که بعد از آن هم باز گروه در تورها و کنسرتهای مختلفی شرکت کرد .

در اوایل سال 2002 گروه آماده ضبط آلبوم بعدی خود شد که این آلبوم هم در پاییز همان سال به نام judas Christ ضبط شد که بلافاصله بعد از ضبط آن گروه برای دومین بار در اسراییل تور گذاشت ( اولین بار در سال 1994 بود ) .

آخرین اثر گروه تا الان هم pretty نام دارد که در سال 2003 ضبط شده و متاسفانه من هنوز لین آلبوم را گوش نکرده ام .

اعضای tiamat از ابتدا تا الان :

johan edlund : از سال 1988 تا الان خواننده و گیتاریست گروه بوده و سابقه عضویت در گروههای lucyfire و expulsion را دارد .

anders iwers : از سال 1996 تا الان بیسیست گروه است و سابقه فعالیت در گروههای crematory ، ceremonial oath ، inflames ، lacuna ، mercury tide را دارد .

lars skold : از سال 1994 تا الان درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گره double park را دارد .

Thomas Peterson : از سال 1990 تا 1996 گیتاریست گروه بوده .

John hagel : از سال 1992 تا 1996 بیسیست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای crematory ، lithium ، sorcerer و sundown را دارد .

Keneth roos : از سال 1992 تا 1994 کی بردر گروه بوده .

Niklas ekstrand : از سال 1990 تا 1994 درامر گروه بوده .

Jorgen thullberg : از سال 1988 تا 1992 بیسیست گروه بوده .

Stefan lagergren : از سال 1988تا 1990 گیتاریست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای expulsion ، tranquility را دارد .

Andreas Holmberg : از سال 1988 تا 1990 درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای expulsion ، tranquility را دارد .

Jonas malmsten : در آلبوم astral sleep کی بردر گروه بوده .

 

 

SONG : the sleeping beauty

ALBUM : clouds

YEAR : 1992

MUSIC BY : hagel & edlund

LYRICS BY : edlund

Alone I sit, I wonder why ?

You dream of love and so do I

But in your sleep you cannot see

This pain which is always haunting me

What I need I’ll never feel

This world is for me unreal

So I drink to darkness with a candle lit

And through the whole night alone I sit

تنها نشسته ام ، متعجبم چرا ؟

رویای عشقت را من انجام می دهم

اما تو در خوابی و نمی بینی

که این نفرت همیشه با من است

به چیزی نیاز دارم که هیچ وقت احساس نمی کنم

این دنیا هیچ گاه برایم حقیقی نبوده

پس به سوی تاریکی با شمعی می نوشم

و به سوی تاریکی تنها نشسته ام

The sleeping beauty

She stops the bleeding

She stops the bleeding in my soul

She is fresh air in this stinking world

زیبای خفته

جلوی خونریزی را می گیرد

جلوی خونریزی جنازه مرا می گیرد

او هوای تازه ایست در این دنیای نفرت انگیز

The more I drink, the more I see

That suicide could be the key

To the place called paradise

Where pain not dwells, not hate nor lies

But if I look beyond all this

I reckon something I would surely miss

Because in my dreams I rule my life

And the sleeping beauty is my wife

هرچه بیشتر می نوشم ، بیشتر می بینم

خودکشی آخرین کلید ( راه ) خواهد بود

به سوی جایگاهی که فراخوانده می شود به بهشت

جایی که درد و نفرت و دروغ در آن زندگی نمی کند

اما اگر به همه اینها نگاه کنم

چیزهایی که فراموش کرده ام یادآوری می شود

چون در رویاهایم در زندگی ام قانون می گذارم

و زیبای خفته همسرم می شود

The sleeping beauty

She stops the bleeding

She stops the bleeding in my soul

She is fresh air in this stinking world

زیبای خفته

جلوی خونریزی را می گیرد

جلوی خونریزی جنازه مرا می گیرد

او هوای تازه ایست در این دنیای نفرت انگیز

SONG : in a dream

ALBUM : clouds

YEAR : 1992

LYRICS BY : edlund

MUSIC BY : edlund & ekstrand & Petersen

In a dream

I’m climbing the clouds

I touch a subdued sky

With my bare hands

در یک رویا

صعود می کنم به ابرها

آسمان رام شده را لمس می کنم

با دستان لخت من

In a dream

Let me drag you through my world

My kingdom for your thoughts

What is in your mind

در یک رویا

تو را از میان دنیا بیرون میاورم

سلطنت من در افکار تو

چه چیز در ذهنت است ؟

When the night is to rouse your desires

In a dream

And the world of darkness whispers

In a dream

Be prepared to leave your reality

In a dream

Wake up to a game called life

In a dream

وقتی که شب بیدار می شود در آرزوهایت

در یک رویا

و دنیای تاریکی نجوا می کند

در یک رویا

آماده ترک کردن حقایق می شوم

در یک رویا

بیدار می شوم به سوی بازی که دنیا را صدا می کند

در یک رویا

In a dream

I stand naked on a hill

I am looking down at me

Trying to touch my cold skin

در یک رویا

لخت بر روی تپه ای ایستاده ام

به خودم نگاه می کنم

سعی می کنم جسد سرد خود را لمس کنم

In a dream

In a pool of blood

Evil is as pure as innocence

Evil is as pure as love

در یک رویا

در استخری از خون

شیطان پاک و فقیر است

شیطان پاک و عاشق است

When the night is to rouse your desires

In a dream

And the world of darkness whispers

In a dream

Be prepared to leave your reality

In a dream

Wake up to a game called life

In a dream

وقتی که شب بیدار می شود در آرزوهایت

در یک رویا

و دنیای تاریکی نجوا می کند

در یک رویا

آماده ترک کردن حقایق می شوم

در یک رویا

بیدار می شوم به سوی بازی که دنیا را صدا می کند

در یک رویا 

 

من که شخصا حال کردم چون باعث شد برگردم و به ياد گذشته ها يک سری به Tiamat بزنم و ايندفعه با داشتن ترجمه ۲ تا از آهنگهاش. خداييش اينبار از گوش دادن به the sleeping beauty خيلی لذت بردم و به همتون توصيه می کنم که دوباره با ترجمه اش گوش بديد.
خب اين از مطلب داريوش. حالا می خوام نقدی در مورد گروه متاليکا بنويسم.
متاليکا را که همه می شناسند. آيا تا به حال پرسيده ايد که چرا متاليکا در تمام گروههای ديگر متال معروف است؟(در ادامه جواب اين را می دهم.) بگذريم.
مدتی است که متاليکا آلبوم جديدش را به اسم
St.Anger را به بازار داده و باعث شده که طرفداران جبهه گيری های مختلفی در مورد اين آلبوم داشته باشند. گروهی که با متاليکا از آلبوم Load به بعد حال می کنن گفته اند که متاليکا آشغال زده و حيف آلبومهای Load, Reload, Garage Inc., Black .!!! گروهی گفته اند که اين هم شاهکار ديگری است چون اگر متاليکا Rap هم بخونه باز هم خداست!!! . گروهی هم گفته اند که می توان جرقه های اميدی در St.Anger ديد و کمی دوباره به متاليکا اميدوار شد.
اما اين اواخر از گروه کارهای عجيبی مشاهده شده که واقعا بسی جای نااميدی است و آن همه بارقه های اميد را از بين برده اند. مثلا اينکه گروههای
Nu-Metal شروع کردن به کاور کردن آهنگهای گروه و از اين کاورها اجرای زنده برگزار کرده اند و اعضای متاليکا هم از اين بابت به خوشون می بالند!! و يا اينکه دومين فيلم مستند تجاريشان ساخته شد!! و يا کاور کردن آهنگ Beat it مايکل جکسون (البته اين موضوع را فقط شنيده ام). مايکل جکسنی که برای به شهرت رسيدن آهنگ Come Together را از گروه راک بيتلز (‌Beatless) کاور کرد!!
آنقدر وضع ماليشان از اين کارها خوب شده که در اجراهاشون از آمپليفاير با مارک
Metallica استفاده می کنند و حرف M از آرم شبکه Mtv را به شکل M متاليکا تغييرش دادن (چه توانائی بالای مالی داشته اند که توانسته اند با شبکه قولی مثل Mtv اين کار را بکنند!!!)
آيا اينان واقعا هنوز متال هستند!!؟ آنانی که در اوايل دهه ۸۰ با لباسهای ارزان قيمت و ظاهری درويش وار روی صحنه می آمدند. آنانی که مو بلند می گذاشتند. آنانی که در شعرهايشون عليه سياست و بی عدالتی سخن می گفتند. آنانی که نفرت خود را از جنگ و کثيفی آن بيان می کردند. از توده هائی که فريب دول را می خوردند می گفتند. از سختی و رنج و درد می گفتند. از واقعيات تلخ زندگی می گفتند.
اينان چه شدند؟ اکنون با ظاهری هرچه آراسته تر نمايان می شوند و لباسهای آنچنانی می پوشند و از احساسات لطيف و رقيق سخن می گويند و اين اواخر هم در بعضی از آهنگها بوی عشق و عاشقی شنيده می شود…..چه اتفاقی برای اين جوانان افتاد که باعث شد تمام عقيده ها و ارزشهای اوليه خود را زير پا بگذارند؟

ثروت ، شهرت

آيا اينان اهدافی را که بنيانگذاران سبک Heavy Metal داشتند را از ياد نبرده اند؟ آيا اينان نبودند که باعث پا گرفتن گروهها و عقايد جديد و تجاری شدند؟ اکنون چه حرفی برای زدن دارند؟ تمام گروههای متال عقيده ای دارند که آن را دنبال می کنند(بر خلاف خواننده های پاپ که دنبال چيزی جز فروش بالاتر نيستند.). عقيده و هدف امروز اينان چيست؟ واقعا جواب اين سئوال را به من بدهيد.(البته اگر جوابی وجود داشته باشد.) آيا هدف آنان با هدف بريتنی اسپيرز و جنيفر لوپز تفاوتی دارد؟
چه بر سر دهه ۸۰ طلائی آمد؟ آن دهه ای که همه جا در متال سخن از متاليکای يکه تاز بود؟ چه شد که بزرکان متال همچون
Steve Digergio می گويند که متاليکا هرگز نخواهد توانست آلبومی مثل Master of Puppets و يا Ride the Lightning ارائه دهد؟ چه دليلی داشت که عظمت خود را در دهه ۹۰ از بين بردند؟

ثروت ، شهرت

آيا نمی توانستند همچون خيلی از گروههای بزرگ در اوج (يعنی بعد از آلبوم بلک) کناره گيری کنند؟ خيلی ها بودند که تا آخر پای عقيده خود ايستادند و در شهرت هم به گروه و هم به خود پايان دادند. کرت کوبينی که هميشه در آرزوی به اوج رسيدن بود، در اوج شهرت به زندگی خود خاتمه داد و هزاران نفر در اروپا و مخصوصا آمريکا به خاطر او خودکشی کردند. جيم موريسونی که در اوج معروفيت مرد. گروههای بسياری که در اوج منحل شدند و اين آخريا هم خبر انحلال گروه بزرگ و قدرتمند Abbath يعنی Immortal را شنيديم.
شايد يکی از بزرگترين اشتباهاتشان اين بود که خواستند دوباره از اسم
Metallica استفاده کنند. برای همين دوباره در سال ۱۹۹۵ با همين اسم برگشتند. آيا نمی توانستند تغيير سبکشان را با اسمی ديگر غير از متاليکا انجام دهند تا گروه متايکا را اسطوره Thrash Metal بدانند؟ نه نمی خواستند، چون اسم سربلند متاليکا اين چيزها را به راحتی به ارمغان می آورد:

ثروت ، شهرت

اينها (گروههائی که در اوج خاتمه يافتند) خود را جاويدان کردند و برای هميشه در خاطره ها يادی خوش باقی می ماند و تا ابد وقتی اسم کرت کوبين می آيد پشت همگان را به لرزه می اندازد. اما آيا اين برای متاليکا مصداق دارد؟ همينکه من اينجا به اينگونه به نقد متاليکا پرداخته ام نشان از يک چيز است و آن هم آن است که در مورد متاليکا اين قضيه (جاودانگی به عنوان يک اسطوره) صدق نمی کند.
شايد هيچ اهميتی نداشته باشد که در گوشه ای از دنيا، در وبلاگ پکيده ای، شخصی مثل من به بدگوئی از متاليکا بپردازد. اما همين نشان می دهد که کار اينها يک جائيش اشکال داشته که افرادی به بدگوئی می پردازند. آيا در مورد Sepultura (تا زمانی که Max Cavalera در گروه حضور داشت) بدگوئی شده بود؟ مگر نه اينطور است که Max در شهرت به Soulfly پرداخت و اسم Sepultura را اعضای باقی مانده فقط يدک می کشند.
من هرگز نمی خواهم توانائی گروه متاليکا را در آهنگ سازی نديد بگيرم اما با مقايسه ای ساده متوجه می شويد که از نظر بار متالی آهنگهای 
Master of Puppets کجا و آهنگهای Load مثل King Nothing, Hero of the day و… کجا. و هميشه اين را به خاطر داشته باشيد که تا نباشد چيزکی، مردم نگويند چيزها.
حالا بايد بشينند به تماشای اجرای قطعاتشان توسط گروههای
Nu-Metal در حاليکه آنقدر اين قطعات را بد می نوازند که آدم از اين همه فلاکت اشکش در می آد.  پس حالا بايد بکشند. چون خود کرده را تدبير نيست. چه چيزی باعث اين همه فلاکت شد؟

ثروت ، شهرت

ثروت و شهرت چيزی است که موسقيدانان متال از آن نفرت دارند چنانکه مرحوم چاک شلداينر بارها نفرت خود را از تجارت هنر اعلام داشته است.
ديگر اين همه ننگ را به واژه مقدس متال نخواهم تحمل کرد. هر روز افتضاحی ديگر. اينان کسانی هستند که موسقی پاپ را با الکتريک گيتار می نوازند!!!

در آخر متذکر می شوم که اگر تويی که اين مطلب را خواندی و عاشق متاليکا هستی، من هرگز به علاقه ات بی احترامی نخواهم کرد. علاقه شما هم مانند همه ارزشمند است و اين دغل بازان عرصه موسقی هستند که بايد نقد شوند و نه شمای شنونده!
می خواستم در مورد Nu-Metal يک توضيح مختصری بدم اما ديگه رمقی برام نمونده و به آينده موکول می شه.
در ضمن من دارم می رم تهران و اگر نتونستم جواب نظراتتون رو بدم ولی حتما همه را می خونم و وقتی برگشتم به همه جواب می دم.
در آخر هم آهنگ
Nothing Else Matters را که کاوری از گروه Gregorian به سبک کلاسيک است را براتون گذاشتم که زياد هم ناراحت نشيد.  

بدرود.

 

 

سپتامبر 10, 2008

4 دی 82

با سلام به تمامی دوستان:
خب امتحان های پايان ترم نزديک است و همانطور که گفتم همه چيز دست خود انسان است، من هم نمی خواهم که امتحانهايم خراب بشه. پس تلاش می کنم و شب امتحان دست به دعا نمی شم!!!
به همين دليل اين آپديت رو برای اين انجام دادم که از شرمندگيتون برای غيبت صغری در بيام. اين اپديت کمی پراکندگی موضوعی خواهد داشت.
۱)
در ۱۵ جولای ۱۹۵۶ پيغمبر
electric guitar متولد شد. پدر و مادرش اسمش را joe گذاشتن و بجه ها بهش Joe Satriani می گفتند. . وی ابتدا شروع به نواختن Drums کرد. خدا را بسيار شکر می کنم و از عاملی که باعث شد به گيتار علاقه مند بشه کمال سپاس گذاری را دارم. او نوازندگی درامز را رها کرد و به گيتار پرداخت. در غير اين صورت جهان از چنين موهبتی برخوردار نبود. نوازنده ای ماهر است که علاوه بر نواختن، توانائی تدريس هم دارد و می توان از شاگردانش Kirk Hammet و Steve Vai را نام برد.
در دهه ۷۰ به ژاپن رفت تا دوره نوازندگی را طی کند. پس از مدت طولانی در سفر بودن (اروپا) در دوران جوانی اش، به امريکا برگشت. گروهی سه نفره ای به اسم
the Squares تشکيل داد و شروع کرد به نواختن در کلوپ های سرتاسر کشور؛ اما بدليل عدم موفقيت کارشون را در سال ۱۹۸۴ تعطيل کردند. اين مسئله باعث شد که joe بيشتر بر روی مهارت پيدا کردن روی گيتار متمرکز بشه.
در سال۱۹۸۳ که هنوز در
the squares بود، يک demo ضبط کرد که تا سال ۱۹۹۳ ارائه نشد. آهنگ های اين demo در آلبومهای Time Machine و The Beautiful Guitar سال ۱۹۹۳ مشاهده می شوند.

نتيجه کارهای اين مدت آلبوم EP بود که در ۱۹۸۵ به اسم Not of this earth به بازار داد. در اين آلبوم نوازندگی گيتار، کيبورد و بيس را خودش به عهده داشت.
مدتی با گروه
Greg Kihn همکاری کرد و با آنها کنسرت های متعددی داد که تا سال ۱۹۹۶ هيچيک منتشر نشد.
در سال۱۹۸۷ با اعضای بيشتری نسبت به کار قبلی خود، البوم
Surfing with the alien  را ارائه داد. اين آلبوم بيشتر از اون چيزی که تصور می شد موفقيت داشت. (شايد بدبخت joe ديگه از خودش ناميد شده بود ) با اينکه آلبوم هيچ خواننده ای نداشت اما موفقيت بزرگی بود.
در سال ۱۹۸۸ پس از ارائه
Dreaming #11 به گروه Stuart Hamm پيوست و در آلبوم آنها برای سه آهنگ گيتار نواخت.
ديگه خسته ام شد؛ فقط به ذکر کليات می پردازم.
۱۹۸۹ –
Flying in a Blue Dream : که در اين آلبوم خوانندگی کرد و بسيار موفق بود.
۱۹۹۱ – همکاری با
Alice Cooper
۱۹۹۲ – گروه کاملی را تشکيل داد و آلبوم 
the Extermist را ارائه داد.
۱۹۹۳ تا ۹۴ – به مدت تقريبا يک سال با گروه
Deep Purple در سرتاسر اروپا و ژاپن تور داد.
همانطور که ذکر شد در اين سال دو آلبوم
Time Machine و The Beautiful Guitar را که در آنها ساخته های دهه هشتادش بود را ارائه داد.
۱۹۹۵ – آلبوم
Joe Satriani به بازار آمد.
۱۹۹۷ – به همراه
Eric Johnson و Steve Vai در آمريکا اجراهائی به اسمG3 انجام دادند که ضبط و توزيع شد.
۱۹۹۸ –
Crystal Planet محصول اين سال بود.

۲۰۰۰ – Engines of Creation و Additional Creation محصول اين سال بود.
۲۰۰۱ – ارائه اجرای زنده
Live in San Francisco
۲۰۰۲ –
Strange Beautiful Music – نمی دونيد چقدر دنبال اين آلبوم گشتم. شب ها خواب داشتنش رو می ديدم. تمام شيراز رو زيرو رو کردم تا اينکه کاست ارشادش اومد به بازار. هر کسی از راه رسيده يک selection از کاراش زده و داده تکثير کرده. ارشاد هم مثل اينکه با Satriani قرارداد بسته؛ ازش خوششون اومده، فکر کنم Satriani بازی چيزی تو ارشاد پيدا شده .
۲۰۰۳ – امسال هم يک آلبوم به اسم
The Electric Satriani – An Anthology در ۲ cd داده که شامل بهترين آهنگهای طول دوران نوازندگيش است که از طرف طرفدارانش در کلوپ اينترنتيش انتخاب شده. و اکنون در بازاره(نه ارشاد، آمريکا؛ البته فکر کنم ارشاد تا چند روز ديگه منتشرش کنه: بهترين های ساتريانی )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲)

Anathema رو که همتون می شناسيد و اينقدر ازش بيوگرافی ديدم که دارم خفه می شم…. بگذريم…. يک آهنگی داره که به نظر من از شاهکاراشه و با اين آهنگ من مدتهاست که زندگی می کنم. اين آهنگ خيلی بار غم و اندوه داره و به زيبائی توانسته اند اين احساسات را در آهنگ پياده کنن. خيلی آهنگ با شعر هماهنگی داره. يعنی وقتی که آهنگ را می شنويد به احساس کرختی و خواب آلودگی همراه با اندوه و نگرانی دچار می شيد و وقتی که شعرش را می فهميد ديگه مثل من داغون می شيد. به نظر من اين يکی از شاهکارهای Doom Metal است. البته فقط نظر شخصيمه. در ضمن از بس زيباست گروه Cradle of Filth در سال ۱۹۹۹ در آلبوم From Cradle to Enslave بازنوازيش کرده. ولی هيچی مثل اجرای خودشون نمی شه. می خواستم برای دنلود بذارمش اما بايد حجمش رو کم کنم…… در اولين فرصت اين کار را می کنم. فعلا بدونيد که از آلبوم Serenades سال ۱۹۹۳ است.

Sleepless
بی خواب

And I often sigh
I often wonder why
I’m still here and I still cry
و اکثر اوقات آه می کشم؛
اکثر اوقات تعجب می کنم که چرا؛
من هنوز اينجا هستم و هنوز گريه می کنم؛

And I often cry
I often spill a tear
Over those not here
But still they are so near
و اکثر اوقات گريه می کنم
اکثر اوقات اشکی می ريزم
برای آنها که اينجا نيستند
ولی هنوز خيلی نزديک (احساس می شوند) هستند

Please ease my burden
لطفا بار (مسئوليت و درک حقيقت) مرا سبک تر کن

And I still remember
A memory and I weep
In my broken sleep
The scars they cut so deep
و هنوز به خاطر می آورم
خاطره ای را و سوگواری می کنم (اشک می ريزم)
در خواب پريشان و آشفته من
آنها زخمهای عميق ايجاد می کنند، بسيار عميق

Please ease my burden
Please ease my pain
لطفا اين فشار را از دوش من بردار
لطفا درد مرا تسکين بده

Surely without war there would be no loss
Hence no mourning, no grief, no pain, no misery
No sleepless nights missing the dead … Oh, no more
No more war
مطمئنا بدون جنگ هيچ تلفات و خساراتی وجود نخواهد داشت
از اين به بعد، هيچ ماتم و سوگی، هيچ اندوهی، هيچ دردی، هيچ بدبختی
هيچ شب نا آرامی، گم کردن مرده ای(مفقود الاثر در جنگ) …. اه کافيست
جنگ بس است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳)
در مورد مطلب خدا دوستان زيادی اظهار نظر کردن و به نظر می رسه که منظور من را متوجه شدن. خب من هم در مورد قسمت دوم اين مطلب به بيتی از حافظ بزرگ شيرازی اشاره می کنم. به نظر من حافظ در اين بيت همه چيز را در اين مورد تمام کرده است. حافظ با کمی طنز اين بيت را بيان می کند:

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا                 بر منتهای همت خود کامران شدم

تفسيرش با خودتون!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۴)
از همه دوستان تقاضا دارم که سری به وبلاگ Begzarim بزنيد. خيلی جالبه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۵)
در آخر ببخشيد که کمی اين آپديت کمی از حالت وحدت کلامی خارج شد.
پدرام باشيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام اين هم آناتما؛ البته کيفيتش زياد خوب نيست ايناش

 

An Antichrist Superstar

سپتامبر 10, 2008

25 آذر 82

با سلام به تمامی دوستانم.
نمی دونستم اين مطلب رو بنويسم يا نه. خيلی با خودم فکر کردم. ديدم که بلاگم تبديل به يک بلاگ تجاری می شه. مردد بودم تا اينکه زدم به دنده خريت و نوشتم. ولی اميدوارم که آخرين باری باشه که از اين کار ها می کنم.
در تاريخ ۵ ژانويه ۱۹۶۹ پسری در
Canton در ايالت Ohio ی آمريکا بدنيا آمد. به روايتی در ۱۹۷۱ !!! اسم اين پسر را Brian گذاشتند. اگر می دانستند که چه آينده ای را خواهد داشت، شايد خيلی ها در برابر تولدش اقدامات خاصی انجام می دادند . همانند افسانه های باستانی.
می گن که آينده خشونت وارش در همان موقع قابل پيشبينی بوده، چون هم در محيط چندان مناسبی رشد نيافته و همچنين از همون موقع استدلالهای اشتباهی در سر می پرورانده. ولی بطور کل دوران خوشی را گذرانده.
فعاليت موسقی
Brian Warner در منطقه ای به اسم Tampa Bay در ايالت فلوريدا در سال ۱۹۸۹ آغاز شد. گهگاهی به عنوان خبرنگار موسقی کار می کرد و به آزادی بيان که اون موقع خيلی از رسانه ها بيان می کردند، علاقمند شد. خيلی ها به تعنه و مسخره، آينده اش را در تلاش برای شکايت، اعتراض و بياناتی با آزادی بيان تصور می کردند.
در همين ايام بود که با گيتاريستی به اسم
Scott Mitchell آشنا شد. آنها در خيلی مسائل هم عقيده بودند. تاثير کمی از ميزگرد های تلويزيونی گرفت و اسمشون را از اسامی يک سری قاتل ايده گرفتند. ‌برايان (Brian )، ميشل را مجاب کرد که اسمش را به  Daisy Berkowitz  تغيير دهد و خودش نيز اسم Marilyn Manson را برگزيد. وقتی که Gidget Gein به عنوان بيسيست و Madonna Wayne-Gacy به عنوان کيبرديست به گروه اضافه شدند، آنها يک گروه واقعی داشتند و اسم آنرا Marilyn Manson and the Spooky Kids گذاشتند. سپس Sara Lee Lucas را به عنوان ماشين درامزشون وارد گروه کردند.
مدتی گذشت و اعضا ديدند که اسم گروه خيلی طولانی و خسته کننده است به همين دليل آنرا به
Marilyn Manson کاهش دادند.
خلاصه کلام اينکه در اين مدت آلبوم های مختلفی ارائه دادند و اعضای گروه هم چپ و راست در حال تغيير بودند. تا اينکه در اکتبر ۱۹۹۴، مريلين، ترتيب ملاقاتی با
Dr. Anton Szandor LaVey ، بنيان گذار و موسس کليسای شيطان (Church of Satan ) داد. دکتر از او ستايش کرد و به او لقب پدر روحانی (کشيش) داد.
وقتی از تور
Nine Inch Nails به فلوريدا بازگشت به سرعت به زندان انداختنش. به دليل نقض قانون نامه تفريحات بزرگسالان!!! البته لازم به ذکر است که در همين تور به علت در معرض ديد قرار دادن خودش (به صورت عريان) از ادامه تور ممنوع شد.
در اين مدت هم يکی پس از ديگری آلبوم ارائه داده و اعتقاداتش را که بيشتر تکيه بر
Anti-Christian دارد رواج داده و طرفداران بيشماری را در سر تاسر جهان جمع کرده. سبک موسقی اش Industrial Metal بود، اما از سال ۲۰۰۰ به بعدش رو نشنيدم اما از شواهد اينگونه به نظر می رسه که داره به سمت Pop پيش می ره.
به روايتی هم می گن که خودشو دجال آخرالزمان می دونه!!!

داخل دو تا فيلم هم بازی کرده :
۱)
Bowling For Columbine
۲)
Jawbreaker
توپ ترين آهنگاش:
Dope Hat
(
Sweet Dreams (Are Made of This
Lunchbox
Irresponsible Hate Anthem
(
I Don’t Like the Drugs (But the Drugs Like Me
Dope Show
Beautiful People
Tourniquet
Get Your Gun
Cryptorchild
از شخصيت هائی هم که در دوران کودکيش روش تاثير گذاشت،
ozzy بوده. ديگه چيز ديگری به ذهنم نمی رسه. راستی پس از ارائه آلبوم Antichrist Superstar چندين نوجوان خودکشی کردند و آنرا به اثر آهنگ Reflecting God نسبت دادند.
ديگه چيزی يادم نمی آد.
در آخر از اينکه اين مطلب تجاری بود عذر می خوام. تا همين الان با خودم بگو مگو داشتم که بنويسم يا نه. ولی اخر فريب نفسم رو خوردم.
پاينده باشيد.