Archive for the ‘ترجمه شعر’ Category

وقتی که عقاب گریه می کند

سپتامبر 10, 2008

10 اسفند 82

سلام به همگی:

خب يک خبری که شايد براتون جالب باشه :‌ آلبوم سال ۲۰۰۴ گروه خدای Iced Earth به بازار اومد!!!

اين آلبوم The Glorious Burden نام دارد که شامل ۱۱ آهنگ است:


1.)
Star-Spangled Banner
2.)
Declaration Day
3.)
When the Eagle Cries
4.)
The Reckoning
5.)
Greenface
6.)
Attila
7.)
Red Baron/Blue Max
8.)
Hollow Man
9.)
Valley Forge
10.)
Waterloo
11.)
When the Eagle Cries (Unplugged)

همانطور که می دانيد Matthew Barlow خواننده خوش صدای گروه، پس از سالها همکاری از گروه جدا شد. او در حالی از گروه جدا شد که گروه در حال ضبط آلبوم خود بود و وی علت اين عمل را، تاثير حادثه ۱۱ سپتامبر بر خود می داند.
همانطور که در خبرها آگاه شديد قرار شد که
Tim Owens خواننده خدای گروه Judas Priest به جای Matthew Barlow به گروه بپيوندد و همين طور شد.
اشعار اين آلبوم به جنگهای قديمی تاريخی برمی گردد (حدود قرن ۱۵ پس از ميلاد).

من اين آلبوم رو ندارم و به همين دليل فقط نقل قول می کنم. درستی مطالب با گردن نويسنده!!
آهنگ Attila در مورد حمله هان به اروپا و نابود سازی آن است.
آهنگ
When the Eagle Cries در مورد جريان ۱۱ سپتامبر است.
مثل اينکه
Declaration Day و Valley Forge در مورد انقلاب آمريکا !!! است.
آهنگ
Waterloo هم در مورد همون شکست معروف ناپلئون است.
آهنگ
Red Baron/Blue Max هم در مورد جنگ جهانی اول است.

خلاصه توی اين آلبوم پدر جنگ رو در آوردن. مثل اينکه خيلی بهشون بر خورده وقتی برج های دوقلو رو زدن.
اما هدف من از نوشتن اين آپديت اين نبود! من می خواستم از آهنگ When the Eagle Cries بگم و Clip توپ اين آهنگ!! به همين دليل مجبور شدم يکم پر حرفی کنم.

اينقدر اين کلیپ سنگين و تاثير گذاره که هر بنی احدی رو از حادثه ۱۱ سپتامبر منزجر می کنه. من که خودم حال کرده بودم با اين حادثه، وقتی که اين کلیپ رو ديدم و اشعار رو شنيدم می خواستم گريه کنم.
آخه توی اين کلیپ Matthew Barlow در کنار Tim Owens نشسته در خرابه های برج های دوقلو و Matthew گيتار می زنه و Tim می خونه. وقتی که آدم اين دو قول بزرگ خوانندگی رو در کنار هم می بينه بيشتر آهنگ روش تاثير می ذاره. وقتی به چشمهای Tim نگاه می کنی تمام غم دنيا رو تو چشماش می بينی. شعرشو که ديگه نگو. واقعا روی آدم اثر می ذاره.
اين هم خود آهنگ. بريد کيف کنيد.

When the Eagle Cries 

Another day, just like any other
out of the blue, it turned to horror
How could they? Why would they?
The innocents suffered hell’s inferno
An senseless act that goes unforgotten
How could they? They will pay.

روزی ديگر، همانند باقی روزها
ورای (آسمان) آبی، به وحشت تبديل شد
چطور توانستند؟ چرا اين عمل را انجام دادند؟
بيگناهان از جنهم گيری رنج بردند
عملی غير انسانی که فراموش نمی شود
آنها چطور توانستند؟ آنها بهای (عملشان) را خواهند پرداخت 

 
When the Eagle Cries 
وقتی که عقاب گريه می کند


Out of the ashes came a tempted vengeance,
but we are focused, we seek redemption
we are free, we’ll stay free
All they’ve done, is make us stronger
The sleeping giant, is asleep no longer
If need be, we’ll die free 
بر فراز خاکسترها(ی آوارها) وسوسه انتقام به وجود آمد
اما ما متمرکز (دقيق) هستيم، ما در جستجوی رستگاری هستيم
ما آزاده هستيم، آزاده خواهيم ماند
کاری که آنها کرده اند، ما را قوی تر می سازد
هيولای خواب (استعاره از آمريکا)، ديگر خواب نخواهد بود
اگر لازم باشد، ما آزادانه خواهيم مرد

When the Eagle Cries 
وقتی که عقاب گريه می کند

 

Ich Will

سپتامبر 10, 2008

30 بهمن 82

سلام:
اين هم ترجمه ديگری از گروه
Rammstein که باز هم نسيم عزيز زحمتش رو کشيده و اميدوارم که هرچه زودتر سلامتیش را بدست بياره.

 

Ich will
من می خوام

Ich will dass ihr mir vertraut
Ich will dass ihr mir glaubt
Ich will eure Blicke spüren
Ich will jeden Herzschlag kontrollieren

 من می خوام شما ها بهم اعتماد داشته باشيد
من می خوام شما ها باورم کنيد
من می خوام نگاه هايتان را حس کنم
من می خوام هر تپش قلبی را کنترل کنم


Ich will eure Stimmen hören
Ich will die Ruhe stören
Ich will dass ihr mich gut seht
Ich will dass ihr mich versteht


من می خوام صداتونو بشنوم
من می خوام اون آرامش رو بهم بزنم
من می خوام شما ها من رو خوب (به وضوح) ببينيد
من می خوام که شما منو بفهميد 

Ich will eure Fantasie
Ich will eure Energie
Ich will eure Hände sehen
Ich will in Beifall untergehen

 

من وهم تان رو می خوام
من انرژيتون رو می خوام
من می خوام دستاتونو ببينم
من می خوام در تشويق غرق بشم 

Seht ihr mich?
Versteht ihr mich?
Fühlt ihr mich?
Hört ihr mich?

 
منو می بينيد؟
منو می فهميد؟
منو حس می کنيد؟
منو می شنويد؟

Könnt ihr mich hören?
Könnt ihr mich sehen?
Könnt ihr mich fühlen?
Ich versteh euch nicht

 

می تونيد منو بشنويد؟
می تونيد منو ببينيد؟
می تونيد منو حس کنيد؟
من شما ها رو نمی فهمم

Ich will
من می خوام


Wir wollen dass ihr uns vertraut
Wir wollen dass ihr uns alles glaubt
Wir wollen eure Hände sehen
Wir wollen in Beifall untergehen – ja

 

ما می خوايم شما بهمون اعتماد کنيد
ما می خوايم شما همه چيز رو از ما باور کنيد
ما می خوايم دستهاتون رو ببينيم
ما می خوايم در تحسين (تشويق) غرق بشيم – آره

 

Samael

سپتامبر 10, 2008

28 بهمن 82

با سلام
می دونم که این آپدیت رو به جز چند نفر معدودی کس دیگری نمی خونه. اما نمی تونم ننویسم چون دیوانه گروه 
Samael هستم.
سامائل گروهی سویسی است که در سبک 
Electro Black Metal فعالیت داشته.  آنها کار خود را به گفته خودشان در سال 1988 با خریداری یک درام کیت آغاز کردند و به مدت 3 ماه بر روی 2 آهنگ کار کردند. اما هرگز در این فکر نبودند که می توانند آنها را روزی ارائه دهند. در اواخر سال آنها EP به اسم Medieval Prophecy  در 1000 نسخه توزیع کردند و این عامل باعث شد که خودشون رو باور کنند و احساس کنند که کاری می کنند.
برای ساپورت 
EP تصمیم به تور دادن گرفتند و اولین اجرای آنها در Iserlohn آلمان در برابر 80 نفر صورت گرفت.
در سال 1990 اولین آلبوم آنها به اسم
Worship Him  ارائه شد و برای این آلبوم در آلمان. فرانسه و لهستان کنسرت دادند.
در سال 1992 به استدیو
TNT در آلمان رفتند تا آلبوم Blood Ritual را ضبط کنند.
در سال 1994 آلبوم
Ceremony of Opposites
 را ضبط کردند. (خداییش خیلی آلبوم قشنگیه. آهنگ های سنگین و زیبائی مثل
Baphomet’s Throne , Flagellation , Crown ,  Ceremony of Opposites واقعا انسان رو دگرگون می کنه.)
بعد از توری که برای این آلبوم در اروپا دادند برای تور در آمریکا همراه
Cannibal Corpse دعوت شدند و از این واقعه به عنوان  واقعه ای به یاد ماندنی یاد می کنند.
در سال 1995 دوباره به استدیو رفتند تا آلبوم
Rebellion را ضبط کنند.
در تابستان همین سال درامر گروه که برای کیبورد نیز آهنگسازی می کرد تصمیم گرفت که فقط به کیبورد بپردازه و چون نمی خواستند کسی دیگر را برای درام زدن وارد گروه کنند تصمیم گرفتند که از
Drum Machine استفاده کنند.
در بهار 1996 دوباره به استدیو رفتند و آلبوم
Passage را ضبط کردند و همچنین در همین سال اولین ویدیو کلیپشان را ضبط کردند.
در تابستان 1998
EP به اسم Exodus ضبط کردند و سریعا به نوشتن آلبوم بعدی پرداختند. این آلبوم Eternal نام داشت که در سال 1999 ارائه شد. بعد از این آلبوم آنها تا سال 2003 فقط به تور دادن پرداختند. به نظر می آد که خودشون رو برای آلبوم جديد آماده می کنند.


اعضای کنونی گروه:
خواننده:
Vorphalack
گيتار:
Kaos
بيس:
Masmiseim
کيبورد / درامز:
Xy

اين هم متن آهنگ زيبای Together از آلبوم Eternal سال ۱۹۹۹:

can you give as much as you can take
can you love as much as you can hate
the flame we share is one as you’re aware
the needs we burn is the child we never had
we split our lives to find our mind again
we do divorce so our first fight’s regained
together will we remain to say
آيا می توانی همانقدر که می دهی، بگيری
آيا می توانی همانقدر که متنفری، دوست بداری
شعله ای که ما قسمت می کنيم، يکی است همانطور که تو می دانی
الزامی که ما می سوزيم، فرزندی است که هرگز نداشته ايم
زندگيهايمان را از هم می دريم تا دوباره ذهنمان را بدست آوريم
ما متارکه می کنيم، پس اولين نبردمان فرا می زسد
آيا با همديگر خواهيم ماند تا بگوييم

together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم

feelings we keep away from decay
feelings we send each other everyday
does your silence speak the word I hear
does your reserve mean what I fear
the forever we are is the forever we murdered
stay right here, stand by me
احساساتی که از آسيب ديدن بدور نگه می داريم
احساساتی که هر روز برای يکديگر می فرستيم
آيا سکوتت کلماتی را که می شنوم را بيان می کنند
آيا متانت تو چيزی است که من می ترسم
ما جاودانه هستيم .. آيا جاودانی را از بين برده ايم 
اينجا بايست، مرا آماده کن
  
together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
together we will live, this century got so much more to give
together we will leave, giving to the world a better place to grow
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم
با همديگر زندگی خواهيم کرد، اين قرن بيش از اينها برای ارائه کردن دارد
با همديگر ترک خواهيم کرد (اين جهان را)، مکانی بهتر را به جهان (و جهانيان) برای رشد واگذار می کنيم

together will we remain to say
together will we survive to see
آيا با همديگر خواهيم ماند تا بگوييم
آيا بيش از اين با يکديگر خواهيم بود تا ببينيم

 

Nick Barker and Rammstein

سپتامبر 10, 2008

5 بهمن 82

درود بر همگی:
به علت دلايلی مسافرت من به تاخير افتاد و از فرصت استفاده کرده نيمچه آپديتی کردم.
هميشه برام درام زدن درامر گروه
Cradle of Filth جالب بود، چون به طور وحشيانه ای سريع درام می زد. دوست داشتم که بدونم کيه که اين همه سرعت در عين مهارت داره.
حدود ۲-۳ سال پيش تصويری
From Cradle to Enslave به دستم رسيد و همونطور که می دونيد حدود ۲۰ دقيقه آخر يکی از اجراهای Live گروه است و مربوط به زمانی می شه که هنوز درامر گروه عوض نشده بود. وقتی که درام زدن Nick Barker رو ديدم، قيافم اينطوری  شد. از بس سريع و مسلط درام می زد. از همون موقع بود که شيفته اش شدم. به همين منظور خواستم اينجا يادی ازش بکنم.
در بين درامرهای مطرح جهان، اگر بخواهيم دسته بندی کنيم و ۱۰ تای اونها را انتخاب کنيم
Nick Barker در اين رده بندی جا می گيره و هر جا سخن از درام و درامر باشه، اسم اون هم هست. می تونيد با يک search کوچيک اين موضوع را امتحان کنيد.
Nickolas Barker در سال ۱۹۹۰ با چند تن گروه Catalepsy را تشکيل دادند. که با اين گروه جديدالتاسيس يک demo به اسم The Faces of Death ارائه داد. تا سال ۱۹۹۲ که گروه به طور جدی شروع به کار کرد و اسم گروه را نيز به Monolith تغيير دادند. در اين هنگام يک single به اسم Sleep with the dead ارائه دادند. سپس آلبومی به اسم Tales of the Macabre در همين سال ضبط کردند که می شد به عنوان اولين آلبوم گروه وارد بازار بشه اما نشد.
در اين هنگام با گروه انگليسی
Cancer در تور اروپايی Sins of Mankind در ژوئن ۱۹۹۳ شرکت کرد و برای آنان درام زد. پس از تور به سرعت به گروه جديدالتاسيس ديگری به اسم Cradle of Filth ملحق شد.
در همين سال با گروه آلبوم 
THE PRINCIPLES OF EVIL MADE FLESH را ارائه داد.
در سال ۱۹۹۵ آلبوم
VEMPIRE؛ که تا بدين جا با Cacophonous records قرارداد داشتند. اما از اين پس با Music For Nations قراردادبستند و آلبوم های بعدی از اين قرارند:
DUSK AND HER EMBRACE در سال ۱۹۹۶
CRUELTY AND THE BEAST  در سال ۱۹۹۸
FROM THE CRADLE TO ENSLAVE  در سال ۱۹۹۹
در اين هنگام بود که از گروه جدا شد و به پروژه شخصی خودش يعنی
Lock Up پرداخت و آلبومی به اسم PLEASURES PAVE SEWERS ارائه داد. در همين حين گروه Dimmu Borgir را متوجه خود ساخت و آنها از وی برای عضويت در گروه دعوت کردند.
نيکولاس به همراه
Dimmu Borgir در سال ۲۰۰۱ آلبوم Puritanical Euphoric Misanthropia را ارائه داد و دوباره مدتی را به پروژه Lock Up اختصاص داد و اين بار در سال ۲۰۰۲ آلبومی به اسم HATE BREEDS SUFFERING را وارد بازار کرد.

در سال ۲۰۰۳ نيز در آلبوم Death Cult Armageddon گروه Dimmu Borgir درامز نواخت.
وی همکاری با گروه هائی مثل
Borknagar و Old man’s child را نيز در پرونده کاری پرشکوه خود دارد.

خيلی سعی کردم که بيشتر در موردش اطلاعات پيدا کنم اما حتی يک مصاحبه بدرد بخور هم نبود!! به هر حال از کوتاه بودن زندگينامه معضرت می خوام. اما در عوض ترجمه يکی از اشعار زيبای گروه Rammstein که نسيم عزيز زحمتش را کشيده، را براتون می گذرم. باشد که لذت ببريد.

Mutter
مادر

Die Tränen greiser Kinderschar
ich zieh sie auf ein weißes Haar
werf in die Luft die nasse Kette
und wünsch mir, dass ich eine Mutter hätte
keine Sonne die mir scheint
Keine Brust hat Milch geweint
In meiner Kehle steckt ein Schlauch
Hab keinen Nabel auf dem Bauch

 Mutter

 اشکهای کهنه کودکان
 من بر موی سفيد می مالمشون
(
ziehen: کشيدن، ماليدن)
(بعد) اين زنجير سفيد را پرت می کنم در هوا
و‌ آرزو می کنم برای خودم که {ای کاش} مادری داشتم
نه خورشيدی که بر من بتابه
نه سينه ای که شير گريه کنه
تو حلقم يک لوله گير کنه
رو شکمم ناف ندارم

مادر، مادر، مادر، مادر

Ich durfte keine Nippel lecken
und keine Falte zum Verstecken
niemand gab mir einen Namen
gezeugt in Hast und ohne Samen
der Mutter die mich nie geboren
hab ich heute Nacht geschworen
ich werd ihr eine Krankheit schenken
und sie danach im Fluss versenken

 Mutter

من اجازه ندارم لب تر کنم
(
Nippel:لب به ليوان نوشيدنی زدن و فقط کمی ازش نوشيدن)
 (
lecken: ليسيدن)
و هيچ چروکی که قايمش کنم
(
Falte: -اينجا يعنی- چين و چروک پشت، بر اثر پيری)
هيچکس به من نامی نداد( هيچکس روی من اسمی نگذاشت)
درست شده در نفرت و بدون تخم
به مادری که منو هيچوقت بدنيا نياورد
امشب قسم خوردم که
بهش يک مريضی هديه کنم
و بعدش در رودخانه غرقش کنم

مادر، مادر، مادر

In ihren Lungen wohnt ein Aal
auf meiner Stirn ein Muttermal
entferne es mit Messers Kuss
auch wenn ich daran sterben muss

Mutter

تو ريه هاش يک مار ماهی زندگی می کنه
رو پيشونی من يک خال
بکنش (جدايش کن) با يک بوسه چاقو
حتی اگر بايد بر اثرش بميرم

مادر، مادر، مادر

In ihren Lungen wohnt ein Aal
auf meiner Stirn ein Muttermal
entferne es mit Messers Kuss
auch wenn ich verbluten muss

Mutter 

تو ريه هاش يک مار ماهی زندگی می کنه
رو پيشونی من، يک خال
بکنش با بوسه چاقو
و (حتی) اگر من تا مرگ خون بريزم

مادر، مادر، مادر

Mutter
oh gib mir Kraft

  مادر
 آه، بهم قدرت بده

 

Metallica and Tiamat

سپتامبر 10, 2008

1 بهمن 82

درود بر همگی:
مدتی است که

داريوش مطلب روی دستش باد کرده و نمی دونه که کدوم رو بنويسه. از اون جائی که من هم تازه از امتحانات برگشته ام، يکی از مطلب هاش رو داد به ما بنويسيم. اين مطلب بيوگرافی Tiamat است. من هم يکم بعضی از قسمت های اشعار رو تغيير دادم ولی بدون هيچ دستکاری ديگری ، به همون سبک بيوگرافی نويسی داريوش، اينجا می نويسمش:

Tiamat گروهی سوئدی است که فعالیت خود را در میان هزاران گروه دث متال سوئدی در ضمینه این موسیقی شروع کرد .

این گروه در سال 1987 به وسیله johan edlund که خواننده کی بردر و گیتاریست گروه و تنها عضو باقی مانده از ترکیب ابتدایی گروه تا الان است تشکیل شد . در ابتدای تشکیل گروه آنها نام خود را brainwarp گذاشتند که در سال 1988 به hellslaughter تغییر نام دادند و تحت این نام گروه دو دمو به نامهای crawling in vomits و sign of the pentagram ضبط کردند .

سر انجام گروه در سال 1989 نام خود را به tiamat تغییر داد و در سال 1990 اولین آلبوم کامل خود را به نام Sumerian cry و در شرکت century media ضبط کرد .

پس از تمرینات بسیار گروه در تابستان سال 1991 به آلمان رفت تا دومین آلبوم خود را در آنجا ضبط کند . این آلبوم astral sleep نام دارد . که بلافاصله بعد از این آلبوم در سال 1992 گروه در اولین تور خود به نام the southernmost voyage شرکت کرد .

در تابستان سال 1992 گروه به آلمان بازگشت تا clouds آلبوم بعدی خود را ضبط کنند . این آلبوم ترکیب جالبی از death و doom متال را نشان می دهد که با کی بردی زیبا همراه شده است .

گروه بعد از این آلبوم قصد داشت که نام آن را از clouds به in a dreams تغییر دهند که با مخالفت شرکت century media مواجه شد . آلبوم clouds بسیار مشهور شد و در صدر جداول متال دنیا قرار گرفت .

پس از این آلبوم گروه در تور full of hate به همراه گروههای  paradise lost ، carcass ، death ، cannibal corpse شرکت کرد و بلافاصله بعد از اتمام آن در توری دیگر به همراه گروههای samael و unleashed شرکت کرد .

گروه در سال 1994 در تابستان 1994 آلبوم بعدی خود را ضبط کرد که wild honey نام داشت و دو آهنگ gaia و what ever that hurts هم به صورت ویدئو کلیپ منتشر شد .

بعد از این آلبوم هم گروه در تورهای متععدی شرکت کرد که اولین آن به همراه گروههای type o negative و sentenced بود و در سال 1995 هم در توری دیگر به همراه motorhead و black sabbat شرکت کرد .

جان ادلاند در سال 1996 بیشتر وقت خود را صرف نوشتن آلبوم بعدی خود کرد و در دسامبر 1996 برای ضبط آن به استودیو رفت که نهایتا این آلبوم در مارس 1997 ضبط و تمام شد .

نام این آلبوم a deeper kind of slumber که به نظر من شاهکار گروه و آلبومی بی نظیر در سبک خودش است . بلافاصله بعد از این آلبوم گروه ویدئو کلیپ آهنگ cold seed را با قیافه هایی جدید ، سرهای تراشیده و بدنهای رنگ کرده ضبط کردند .

در آن سال گروه در 13 تور و فستیوال شرکت کرد .

آلبوم بعدی گروه هم skeleton skeletron نام داشت که در سال 1999 ضبط شد که بعد از آن هم باز گروه در تورها و کنسرتهای مختلفی شرکت کرد .

در اوایل سال 2002 گروه آماده ضبط آلبوم بعدی خود شد که این آلبوم هم در پاییز همان سال به نام judas Christ ضبط شد که بلافاصله بعد از ضبط آن گروه برای دومین بار در اسراییل تور گذاشت ( اولین بار در سال 1994 بود ) .

آخرین اثر گروه تا الان هم pretty نام دارد که در سال 2003 ضبط شده و متاسفانه من هنوز لین آلبوم را گوش نکرده ام .

اعضای tiamat از ابتدا تا الان :

johan edlund : از سال 1988 تا الان خواننده و گیتاریست گروه بوده و سابقه عضویت در گروههای lucyfire و expulsion را دارد .

anders iwers : از سال 1996 تا الان بیسیست گروه است و سابقه فعالیت در گروههای crematory ، ceremonial oath ، inflames ، lacuna ، mercury tide را دارد .

lars skold : از سال 1994 تا الان درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گره double park را دارد .

Thomas Peterson : از سال 1990 تا 1996 گیتاریست گروه بوده .

John hagel : از سال 1992 تا 1996 بیسیست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای crematory ، lithium ، sorcerer و sundown را دارد .

Keneth roos : از سال 1992 تا 1994 کی بردر گروه بوده .

Niklas ekstrand : از سال 1990 تا 1994 درامر گروه بوده .

Jorgen thullberg : از سال 1988 تا 1992 بیسیست گروه بوده .

Stefan lagergren : از سال 1988تا 1990 گیتاریست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای expulsion ، tranquility را دارد .

Andreas Holmberg : از سال 1988 تا 1990 درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای expulsion ، tranquility را دارد .

Jonas malmsten : در آلبوم astral sleep کی بردر گروه بوده .

 

 

SONG : the sleeping beauty

ALBUM : clouds

YEAR : 1992

MUSIC BY : hagel & edlund

LYRICS BY : edlund

Alone I sit, I wonder why ?

You dream of love and so do I

But in your sleep you cannot see

This pain which is always haunting me

What I need I’ll never feel

This world is for me unreal

So I drink to darkness with a candle lit

And through the whole night alone I sit

تنها نشسته ام ، متعجبم چرا ؟

رویای عشقت را من انجام می دهم

اما تو در خوابی و نمی بینی

که این نفرت همیشه با من است

به چیزی نیاز دارم که هیچ وقت احساس نمی کنم

این دنیا هیچ گاه برایم حقیقی نبوده

پس به سوی تاریکی با شمعی می نوشم

و به سوی تاریکی تنها نشسته ام

The sleeping beauty

She stops the bleeding

She stops the bleeding in my soul

She is fresh air in this stinking world

زیبای خفته

جلوی خونریزی را می گیرد

جلوی خونریزی جنازه مرا می گیرد

او هوای تازه ایست در این دنیای نفرت انگیز

The more I drink, the more I see

That suicide could be the key

To the place called paradise

Where pain not dwells, not hate nor lies

But if I look beyond all this

I reckon something I would surely miss

Because in my dreams I rule my life

And the sleeping beauty is my wife

هرچه بیشتر می نوشم ، بیشتر می بینم

خودکشی آخرین کلید ( راه ) خواهد بود

به سوی جایگاهی که فراخوانده می شود به بهشت

جایی که درد و نفرت و دروغ در آن زندگی نمی کند

اما اگر به همه اینها نگاه کنم

چیزهایی که فراموش کرده ام یادآوری می شود

چون در رویاهایم در زندگی ام قانون می گذارم

و زیبای خفته همسرم می شود

The sleeping beauty

She stops the bleeding

She stops the bleeding in my soul

She is fresh air in this stinking world

زیبای خفته

جلوی خونریزی را می گیرد

جلوی خونریزی جنازه مرا می گیرد

او هوای تازه ایست در این دنیای نفرت انگیز

SONG : in a dream

ALBUM : clouds

YEAR : 1992

LYRICS BY : edlund

MUSIC BY : edlund & ekstrand & Petersen

In a dream

I’m climbing the clouds

I touch a subdued sky

With my bare hands

در یک رویا

صعود می کنم به ابرها

آسمان رام شده را لمس می کنم

با دستان لخت من

In a dream

Let me drag you through my world

My kingdom for your thoughts

What is in your mind

در یک رویا

تو را از میان دنیا بیرون میاورم

سلطنت من در افکار تو

چه چیز در ذهنت است ؟

When the night is to rouse your desires

In a dream

And the world of darkness whispers

In a dream

Be prepared to leave your reality

In a dream

Wake up to a game called life

In a dream

وقتی که شب بیدار می شود در آرزوهایت

در یک رویا

و دنیای تاریکی نجوا می کند

در یک رویا

آماده ترک کردن حقایق می شوم

در یک رویا

بیدار می شوم به سوی بازی که دنیا را صدا می کند

در یک رویا

In a dream

I stand naked on a hill

I am looking down at me

Trying to touch my cold skin

در یک رویا

لخت بر روی تپه ای ایستاده ام

به خودم نگاه می کنم

سعی می کنم جسد سرد خود را لمس کنم

In a dream

In a pool of blood

Evil is as pure as innocence

Evil is as pure as love

در یک رویا

در استخری از خون

شیطان پاک و فقیر است

شیطان پاک و عاشق است

When the night is to rouse your desires

In a dream

And the world of darkness whispers

In a dream

Be prepared to leave your reality

In a dream

Wake up to a game called life

In a dream

وقتی که شب بیدار می شود در آرزوهایت

در یک رویا

و دنیای تاریکی نجوا می کند

در یک رویا

آماده ترک کردن حقایق می شوم

در یک رویا

بیدار می شوم به سوی بازی که دنیا را صدا می کند

در یک رویا 

 

من که شخصا حال کردم چون باعث شد برگردم و به ياد گذشته ها يک سری به Tiamat بزنم و ايندفعه با داشتن ترجمه ۲ تا از آهنگهاش. خداييش اينبار از گوش دادن به the sleeping beauty خيلی لذت بردم و به همتون توصيه می کنم که دوباره با ترجمه اش گوش بديد.
خب اين از مطلب داريوش. حالا می خوام نقدی در مورد گروه متاليکا بنويسم.
متاليکا را که همه می شناسند. آيا تا به حال پرسيده ايد که چرا متاليکا در تمام گروههای ديگر متال معروف است؟(در ادامه جواب اين را می دهم.) بگذريم.
مدتی است که متاليکا آلبوم جديدش را به اسم
St.Anger را به بازار داده و باعث شده که طرفداران جبهه گيری های مختلفی در مورد اين آلبوم داشته باشند. گروهی که با متاليکا از آلبوم Load به بعد حال می کنن گفته اند که متاليکا آشغال زده و حيف آلبومهای Load, Reload, Garage Inc., Black .!!! گروهی گفته اند که اين هم شاهکار ديگری است چون اگر متاليکا Rap هم بخونه باز هم خداست!!! . گروهی هم گفته اند که می توان جرقه های اميدی در St.Anger ديد و کمی دوباره به متاليکا اميدوار شد.
اما اين اواخر از گروه کارهای عجيبی مشاهده شده که واقعا بسی جای نااميدی است و آن همه بارقه های اميد را از بين برده اند. مثلا اينکه گروههای
Nu-Metal شروع کردن به کاور کردن آهنگهای گروه و از اين کاورها اجرای زنده برگزار کرده اند و اعضای متاليکا هم از اين بابت به خوشون می بالند!! و يا اينکه دومين فيلم مستند تجاريشان ساخته شد!! و يا کاور کردن آهنگ Beat it مايکل جکسون (البته اين موضوع را فقط شنيده ام). مايکل جکسنی که برای به شهرت رسيدن آهنگ Come Together را از گروه راک بيتلز (‌Beatless) کاور کرد!!
آنقدر وضع ماليشان از اين کارها خوب شده که در اجراهاشون از آمپليفاير با مارک
Metallica استفاده می کنند و حرف M از آرم شبکه Mtv را به شکل M متاليکا تغييرش دادن (چه توانائی بالای مالی داشته اند که توانسته اند با شبکه قولی مثل Mtv اين کار را بکنند!!!)
آيا اينان واقعا هنوز متال هستند!!؟ آنانی که در اوايل دهه ۸۰ با لباسهای ارزان قيمت و ظاهری درويش وار روی صحنه می آمدند. آنانی که مو بلند می گذاشتند. آنانی که در شعرهايشون عليه سياست و بی عدالتی سخن می گفتند. آنانی که نفرت خود را از جنگ و کثيفی آن بيان می کردند. از توده هائی که فريب دول را می خوردند می گفتند. از سختی و رنج و درد می گفتند. از واقعيات تلخ زندگی می گفتند.
اينان چه شدند؟ اکنون با ظاهری هرچه آراسته تر نمايان می شوند و لباسهای آنچنانی می پوشند و از احساسات لطيف و رقيق سخن می گويند و اين اواخر هم در بعضی از آهنگها بوی عشق و عاشقی شنيده می شود…..چه اتفاقی برای اين جوانان افتاد که باعث شد تمام عقيده ها و ارزشهای اوليه خود را زير پا بگذارند؟

ثروت ، شهرت

آيا اينان اهدافی را که بنيانگذاران سبک Heavy Metal داشتند را از ياد نبرده اند؟ آيا اينان نبودند که باعث پا گرفتن گروهها و عقايد جديد و تجاری شدند؟ اکنون چه حرفی برای زدن دارند؟ تمام گروههای متال عقيده ای دارند که آن را دنبال می کنند(بر خلاف خواننده های پاپ که دنبال چيزی جز فروش بالاتر نيستند.). عقيده و هدف امروز اينان چيست؟ واقعا جواب اين سئوال را به من بدهيد.(البته اگر جوابی وجود داشته باشد.) آيا هدف آنان با هدف بريتنی اسپيرز و جنيفر لوپز تفاوتی دارد؟
چه بر سر دهه ۸۰ طلائی آمد؟ آن دهه ای که همه جا در متال سخن از متاليکای يکه تاز بود؟ چه شد که بزرکان متال همچون
Steve Digergio می گويند که متاليکا هرگز نخواهد توانست آلبومی مثل Master of Puppets و يا Ride the Lightning ارائه دهد؟ چه دليلی داشت که عظمت خود را در دهه ۹۰ از بين بردند؟

ثروت ، شهرت

آيا نمی توانستند همچون خيلی از گروههای بزرگ در اوج (يعنی بعد از آلبوم بلک) کناره گيری کنند؟ خيلی ها بودند که تا آخر پای عقيده خود ايستادند و در شهرت هم به گروه و هم به خود پايان دادند. کرت کوبينی که هميشه در آرزوی به اوج رسيدن بود، در اوج شهرت به زندگی خود خاتمه داد و هزاران نفر در اروپا و مخصوصا آمريکا به خاطر او خودکشی کردند. جيم موريسونی که در اوج معروفيت مرد. گروههای بسياری که در اوج منحل شدند و اين آخريا هم خبر انحلال گروه بزرگ و قدرتمند Abbath يعنی Immortal را شنيديم.
شايد يکی از بزرگترين اشتباهاتشان اين بود که خواستند دوباره از اسم
Metallica استفاده کنند. برای همين دوباره در سال ۱۹۹۵ با همين اسم برگشتند. آيا نمی توانستند تغيير سبکشان را با اسمی ديگر غير از متاليکا انجام دهند تا گروه متايکا را اسطوره Thrash Metal بدانند؟ نه نمی خواستند، چون اسم سربلند متاليکا اين چيزها را به راحتی به ارمغان می آورد:

ثروت ، شهرت

اينها (گروههائی که در اوج خاتمه يافتند) خود را جاويدان کردند و برای هميشه در خاطره ها يادی خوش باقی می ماند و تا ابد وقتی اسم کرت کوبين می آيد پشت همگان را به لرزه می اندازد. اما آيا اين برای متاليکا مصداق دارد؟ همينکه من اينجا به اينگونه به نقد متاليکا پرداخته ام نشان از يک چيز است و آن هم آن است که در مورد متاليکا اين قضيه (جاودانگی به عنوان يک اسطوره) صدق نمی کند.
شايد هيچ اهميتی نداشته باشد که در گوشه ای از دنيا، در وبلاگ پکيده ای، شخصی مثل من به بدگوئی از متاليکا بپردازد. اما همين نشان می دهد که کار اينها يک جائيش اشکال داشته که افرادی به بدگوئی می پردازند. آيا در مورد Sepultura (تا زمانی که Max Cavalera در گروه حضور داشت) بدگوئی شده بود؟ مگر نه اينطور است که Max در شهرت به Soulfly پرداخت و اسم Sepultura را اعضای باقی مانده فقط يدک می کشند.
من هرگز نمی خواهم توانائی گروه متاليکا را در آهنگ سازی نديد بگيرم اما با مقايسه ای ساده متوجه می شويد که از نظر بار متالی آهنگهای 
Master of Puppets کجا و آهنگهای Load مثل King Nothing, Hero of the day و… کجا. و هميشه اين را به خاطر داشته باشيد که تا نباشد چيزکی، مردم نگويند چيزها.
حالا بايد بشينند به تماشای اجرای قطعاتشان توسط گروههای
Nu-Metal در حاليکه آنقدر اين قطعات را بد می نوازند که آدم از اين همه فلاکت اشکش در می آد.  پس حالا بايد بکشند. چون خود کرده را تدبير نيست. چه چيزی باعث اين همه فلاکت شد؟

ثروت ، شهرت

ثروت و شهرت چيزی است که موسقيدانان متال از آن نفرت دارند چنانکه مرحوم چاک شلداينر بارها نفرت خود را از تجارت هنر اعلام داشته است.
ديگر اين همه ننگ را به واژه مقدس متال نخواهم تحمل کرد. هر روز افتضاحی ديگر. اينان کسانی هستند که موسقی پاپ را با الکتريک گيتار می نوازند!!!

در آخر متذکر می شوم که اگر تويی که اين مطلب را خواندی و عاشق متاليکا هستی، من هرگز به علاقه ات بی احترامی نخواهم کرد. علاقه شما هم مانند همه ارزشمند است و اين دغل بازان عرصه موسقی هستند که بايد نقد شوند و نه شمای شنونده!
می خواستم در مورد Nu-Metal يک توضيح مختصری بدم اما ديگه رمقی برام نمونده و به آينده موکول می شه.
در ضمن من دارم می رم تهران و اگر نتونستم جواب نظراتتون رو بدم ولی حتما همه را می خونم و وقتی برگشتم به همه جواب می دم.
در آخر هم آهنگ
Nothing Else Matters را که کاوری از گروه Gregorian به سبک کلاسيک است را براتون گذاشتم که زياد هم ناراحت نشيد.  

بدرود.

 

 

سپتامبر 10, 2008

4 دی 82

با سلام به تمامی دوستان:
خب امتحان های پايان ترم نزديک است و همانطور که گفتم همه چيز دست خود انسان است، من هم نمی خواهم که امتحانهايم خراب بشه. پس تلاش می کنم و شب امتحان دست به دعا نمی شم!!!
به همين دليل اين آپديت رو برای اين انجام دادم که از شرمندگيتون برای غيبت صغری در بيام. اين اپديت کمی پراکندگی موضوعی خواهد داشت.
۱)
در ۱۵ جولای ۱۹۵۶ پيغمبر
electric guitar متولد شد. پدر و مادرش اسمش را joe گذاشتن و بجه ها بهش Joe Satriani می گفتند. . وی ابتدا شروع به نواختن Drums کرد. خدا را بسيار شکر می کنم و از عاملی که باعث شد به گيتار علاقه مند بشه کمال سپاس گذاری را دارم. او نوازندگی درامز را رها کرد و به گيتار پرداخت. در غير اين صورت جهان از چنين موهبتی برخوردار نبود. نوازنده ای ماهر است که علاوه بر نواختن، توانائی تدريس هم دارد و می توان از شاگردانش Kirk Hammet و Steve Vai را نام برد.
در دهه ۷۰ به ژاپن رفت تا دوره نوازندگی را طی کند. پس از مدت طولانی در سفر بودن (اروپا) در دوران جوانی اش، به امريکا برگشت. گروهی سه نفره ای به اسم
the Squares تشکيل داد و شروع کرد به نواختن در کلوپ های سرتاسر کشور؛ اما بدليل عدم موفقيت کارشون را در سال ۱۹۸۴ تعطيل کردند. اين مسئله باعث شد که joe بيشتر بر روی مهارت پيدا کردن روی گيتار متمرکز بشه.
در سال۱۹۸۳ که هنوز در
the squares بود، يک demo ضبط کرد که تا سال ۱۹۹۳ ارائه نشد. آهنگ های اين demo در آلبومهای Time Machine و The Beautiful Guitar سال ۱۹۹۳ مشاهده می شوند.

نتيجه کارهای اين مدت آلبوم EP بود که در ۱۹۸۵ به اسم Not of this earth به بازار داد. در اين آلبوم نوازندگی گيتار، کيبورد و بيس را خودش به عهده داشت.
مدتی با گروه
Greg Kihn همکاری کرد و با آنها کنسرت های متعددی داد که تا سال ۱۹۹۶ هيچيک منتشر نشد.
در سال۱۹۸۷ با اعضای بيشتری نسبت به کار قبلی خود، البوم
Surfing with the alien  را ارائه داد. اين آلبوم بيشتر از اون چيزی که تصور می شد موفقيت داشت. (شايد بدبخت joe ديگه از خودش ناميد شده بود ) با اينکه آلبوم هيچ خواننده ای نداشت اما موفقيت بزرگی بود.
در سال ۱۹۸۸ پس از ارائه
Dreaming #11 به گروه Stuart Hamm پيوست و در آلبوم آنها برای سه آهنگ گيتار نواخت.
ديگه خسته ام شد؛ فقط به ذکر کليات می پردازم.
۱۹۸۹ –
Flying in a Blue Dream : که در اين آلبوم خوانندگی کرد و بسيار موفق بود.
۱۹۹۱ – همکاری با
Alice Cooper
۱۹۹۲ – گروه کاملی را تشکيل داد و آلبوم 
the Extermist را ارائه داد.
۱۹۹۳ تا ۹۴ – به مدت تقريبا يک سال با گروه
Deep Purple در سرتاسر اروپا و ژاپن تور داد.
همانطور که ذکر شد در اين سال دو آلبوم
Time Machine و The Beautiful Guitar را که در آنها ساخته های دهه هشتادش بود را ارائه داد.
۱۹۹۵ – آلبوم
Joe Satriani به بازار آمد.
۱۹۹۷ – به همراه
Eric Johnson و Steve Vai در آمريکا اجراهائی به اسمG3 انجام دادند که ضبط و توزيع شد.
۱۹۹۸ –
Crystal Planet محصول اين سال بود.

۲۰۰۰ – Engines of Creation و Additional Creation محصول اين سال بود.
۲۰۰۱ – ارائه اجرای زنده
Live in San Francisco
۲۰۰۲ –
Strange Beautiful Music – نمی دونيد چقدر دنبال اين آلبوم گشتم. شب ها خواب داشتنش رو می ديدم. تمام شيراز رو زيرو رو کردم تا اينکه کاست ارشادش اومد به بازار. هر کسی از راه رسيده يک selection از کاراش زده و داده تکثير کرده. ارشاد هم مثل اينکه با Satriani قرارداد بسته؛ ازش خوششون اومده، فکر کنم Satriani بازی چيزی تو ارشاد پيدا شده .
۲۰۰۳ – امسال هم يک آلبوم به اسم
The Electric Satriani – An Anthology در ۲ cd داده که شامل بهترين آهنگهای طول دوران نوازندگيش است که از طرف طرفدارانش در کلوپ اينترنتيش انتخاب شده. و اکنون در بازاره(نه ارشاد، آمريکا؛ البته فکر کنم ارشاد تا چند روز ديگه منتشرش کنه: بهترين های ساتريانی )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲)

Anathema رو که همتون می شناسيد و اينقدر ازش بيوگرافی ديدم که دارم خفه می شم…. بگذريم…. يک آهنگی داره که به نظر من از شاهکاراشه و با اين آهنگ من مدتهاست که زندگی می کنم. اين آهنگ خيلی بار غم و اندوه داره و به زيبائی توانسته اند اين احساسات را در آهنگ پياده کنن. خيلی آهنگ با شعر هماهنگی داره. يعنی وقتی که آهنگ را می شنويد به احساس کرختی و خواب آلودگی همراه با اندوه و نگرانی دچار می شيد و وقتی که شعرش را می فهميد ديگه مثل من داغون می شيد. به نظر من اين يکی از شاهکارهای Doom Metal است. البته فقط نظر شخصيمه. در ضمن از بس زيباست گروه Cradle of Filth در سال ۱۹۹۹ در آلبوم From Cradle to Enslave بازنوازيش کرده. ولی هيچی مثل اجرای خودشون نمی شه. می خواستم برای دنلود بذارمش اما بايد حجمش رو کم کنم…… در اولين فرصت اين کار را می کنم. فعلا بدونيد که از آلبوم Serenades سال ۱۹۹۳ است.

Sleepless
بی خواب

And I often sigh
I often wonder why
I’m still here and I still cry
و اکثر اوقات آه می کشم؛
اکثر اوقات تعجب می کنم که چرا؛
من هنوز اينجا هستم و هنوز گريه می کنم؛

And I often cry
I often spill a tear
Over those not here
But still they are so near
و اکثر اوقات گريه می کنم
اکثر اوقات اشکی می ريزم
برای آنها که اينجا نيستند
ولی هنوز خيلی نزديک (احساس می شوند) هستند

Please ease my burden
لطفا بار (مسئوليت و درک حقيقت) مرا سبک تر کن

And I still remember
A memory and I weep
In my broken sleep
The scars they cut so deep
و هنوز به خاطر می آورم
خاطره ای را و سوگواری می کنم (اشک می ريزم)
در خواب پريشان و آشفته من
آنها زخمهای عميق ايجاد می کنند، بسيار عميق

Please ease my burden
Please ease my pain
لطفا اين فشار را از دوش من بردار
لطفا درد مرا تسکين بده

Surely without war there would be no loss
Hence no mourning, no grief, no pain, no misery
No sleepless nights missing the dead … Oh, no more
No more war
مطمئنا بدون جنگ هيچ تلفات و خساراتی وجود نخواهد داشت
از اين به بعد، هيچ ماتم و سوگی، هيچ اندوهی، هيچ دردی، هيچ بدبختی
هيچ شب نا آرامی، گم کردن مرده ای(مفقود الاثر در جنگ) …. اه کافيست
جنگ بس است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳)
در مورد مطلب خدا دوستان زيادی اظهار نظر کردن و به نظر می رسه که منظور من را متوجه شدن. خب من هم در مورد قسمت دوم اين مطلب به بيتی از حافظ بزرگ شيرازی اشاره می کنم. به نظر من حافظ در اين بيت همه چيز را در اين مورد تمام کرده است. حافظ با کمی طنز اين بيت را بيان می کند:

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا                 بر منتهای همت خود کامران شدم

تفسيرش با خودتون!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۴)
از همه دوستان تقاضا دارم که سری به وبلاگ Begzarim بزنيد. خيلی جالبه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۵)
در آخر ببخشيد که کمی اين آپديت کمی از حالت وحدت کلامی خارج شد.
پدرام باشيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام اين هم آناتما؛ البته کيفيتش زياد خوب نيست ايناش

 

دین و مذهب

سپتامبر 10, 2008

10 آذر 82

سلام به تمامی دوستان و مخصوصا اونايی که comment گذاشته بودند.
اين بار می خوام در مورد تفکرات خشک ايرانی ها در مورد مسائل اعتقادی و مذهبی بگم.
مردم خيلی خشک فکر می کنند، با اين حال من دوستانی را در اين وبلاگ ها می بينم که تلاش بر اين دارند که تفکر جامعه را به سمت اعتدال ببرند. به همين خاطر شروع کرده اند به کذب گوئی و مسخره کردن مقدسات تا جامعه را عادت بدن به اين گونه مسائل. من هم اعتقادی به دين و مذهب خشک ندارم..
واقعا هم اینطور نبوده، آيا ما برای راز و نياز و گريه کردن آفريده شديم؟!! برای افسوس خوردن به اشتباهاتی که در گذشته انجام دادهايم خلق شديم؟! پس اگر آفرينش خداوند برای رنج و عذاب بندگانش بود، معذرت می خوام مگر خدا عقلش کم بود و يا عقده داشته؟
چرا به صورتی ديگر به مذهب نگاه نکنيم. همونطور که خيلی ها اعتقاد دارند ولی جنبه هم دارند. من به جرات می تونم بگم که تنها چيزی که حافظ بزرگ شيرازی می خواست در طول زندگيش بگه اين بود که کمی اين دين را از حالت خشک در بياره و به همين دليل از مضامينی استفاده می کنه که اون موقع خيلی مورد تنفر و بدی بوده (شراب، ساقی، ساغر، می، مستی، عشق و عشقبازی و …). چرا هميشه ابراهيم خليل اسماعيل را نمی کشه، حالا اگر يکبار بکشه چی می شه، آيا در دين اشکال پيش می آد؟ به قول يکی از دوستان نوح بدون گواهينامه روند و آدم زاست درستی نبود ببره، يه مشت حیوون رو برد.

ما وقتی بررسی می کنيم به شخصی بر می خوريم که از بزرگان و پيشکسوتان موسقی شناخته می شه که در مورد دين، مذهب،صلح، انسانيت، خوبی و…. سالهای بسياری فعاليت داشته و به خاطر همين اشعار می بينيم که دولت انگليس بهش اخطار ميده!!! که ضد منافع دولت حرف نزن و تعجب اينجاست که او زاده آمريکای لاتينه!!! اين بزرگوار که ضد ضد بشريت برخواسته کسی نيست جز کريس دی برگ.
اين هنرمند توانا هم با اينکه از نظر مذهبی معتقد است يک آهنگی خونده به اسم Spanish Train که نشاندهنده اعتقاد او به انعطاف داشتن تفکرات دينی است.
مضمون اين آهنگ قماريست که خدا و شيطان (عزرائيل) بر سر يک سری روح انجام می دن و با کمال تعجب شيطان پيروز می شه و خدا شکست خورده باقی می مونه.!!!
اين که ايشان با اين مسائل شوخی و بازی می کنه هرگز به معنی کفر نيست و تنها بيان خصوصيات خدا بگونه ای ساده تر و قابل درک تر است.
به همین دلیل من این شعر را ترجمه کردم. باشد که باعث تغییر در دیدگاه شما دز این مقولات شود.

Spanish Train
قطار اسپانيايی

There’s a Spanish train that runs between
Gualdalquivir and old Saville,
قطار اسپانيايی هست که در ميان
Gualdalquivir و Saville قديم حرکت می کند

And at dead of night the whistle blows,
And people hear she’s running still
و در شب سرد و بی روح لو می دهد (کسانی رو که بايست بميرند)
و مردم هنوز می شنوند (صداشو) که داره می آد…

And then they hush their children back to sleep,
Lock the doors, upstairs they creep,
و سپس انها بچه هاشون رو ساکت می کنند تا بخوابند
در ها رو قفل می کنند و به طبقه بالای خونه می رن

For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!
به خاطر اينکه گفته شده که ارواح مردگان
اون قطار رو پر می کنند، هزاران نفر(تا آخر قطار)

Well a railway man lay dying with his people by his side,
His family were crying, knelt in prayer before he died,
خب يک نفر دز مسير اين قطار قرار گرفته بود و به حالت مرگ دراز کشيده بود به همراه خانواده اش که در کنارش گريه می کردن، و زانو زده بودن و دعا می کردن قبل از اينکه بميره

But above his bed just a-waiting for the dead,
Was the Devil with a twinkle in his eye,
Well God’s not around and look what I’ve found,
this one’s mine!!”
ولی بر بالای تختش تنها کسی که منتظر مرگش بود، شيطان (عزرائيل) بود با برقی در چشمانش
می گفت: خب خدا اين اطراف نيست و نمی بينه که من چه چيزی پيدا کردم، اين يکی مال خودمه!!

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,
And shouted at the Devil, “Get thee hence to endless nigh!!”
در همون لحظه خدا پديدار شد در درخشش نوری کور کننده
و بر سر شيطان فرياد زد: گورتو گم کن و برو به تاريکی ابدی!!

But the Devil just grinned and said “I may have sinned,
But there’s no need to push me around,
ولی شيطان فقط تبسمی کرد و گفت: ممکنه که من گناه کرده باشم
ولی دليلی وجود نداره که منو دور کنی

I got him first so you can do your worst,
he’s going underground!!”
من زودتر اونو بدست آوردم پس تو می تونی بد ترين کار رو بر سر من بياوری(برای نجاتش)
اون داره پایین میره (ته جهنم)

But I think I’ll give you one more chance
said the Devil with a smile,
شیطان با لبخند گفت فکر کنم می تونم یه فرصتی بهت بدم

So throw away that stupid lance,
it’s really not your style“,
پس چوبدستتو دور بیانداز
این جلال و جبروت واقعی نیست

Joker is the name, Poker is the game,
we’ll play right here on this bed,
اسمش جوکره و بازیش پکره (قمار)
ما روی همین تخت بازی می کنیم(تختی که اون مرد روش خوابیده و بین دنیا و جهنم معلقه)

And then we’ll bet for the biggest stakes yet,
the souls of the dead!!”
و سپس برای قمار بزرگتر و سنگینتری شرط بندی می کنیم (یعنی) روح های مرده!!

And I said “Look out, Lord, He’s going to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, He’s going to win!..”
و من ( خود خواننده) گفتم: خدا مواظب باش اون داره می بره
خورشید خاموشه و شب حکومت می کنه
اون قطار به موقع مرده، خیلی از ارواح منتظرند
اه خدا، اون داره می بره

Well the railway man he cut the cards
and he dealt them each a hand of five
اون مرد ورق ها رو بر می زنه
و به هر کدوم دست ۵ تائی می ده

And for the Lord he was praying hard
or that train he’d have to drive
و برای خدا به سختی دعا می کرد
تا اون قطار رو در دست بگیره…

Well the Devil he had three aces and a king,
and the Lord, he was running for a straight,
خب شیطان ۳ تا تک و ۱ شاه داشت
و خدا برای بازی بدون کلک پیش می رفت

he had the queen and the knave and nine and ten of spades,
All he needed was the eight
اون بی بی، سرباز، ۹ و ۱۰ پیک داشت
و تنها چیزی که می خواست یک ۸ لو بود

And then the Lord he called for one more card,
but he drew the diamond eight,
خدا یک ورق دیگر خواست
ولی ۸ لو خشت رو کشید

And the Devil said to the son of God,
I believe you’ve got it straight,
و شیطان به فرزند خدا ( خود خدا) گفت:
من معتقدم که تو بی کلک بازی می کنی

So deal me one for the time has come
to see who’ll be the king of this place,
پس یک کارت دیگه به من بده برای اینکه وقتش رسیده که ببینیم چه کسی اینجا پیروز و حاکم می شه

But as he spoke, from beneath his cloak,
he slipped another ace
ولی همینطور که داشت صحبت می کرد، از زیر شنلش تکی دیگر رو به آهستگی بیرون کشید…

But the Lord didn’t see what the Devil did,
and he saidthat suits me fine“,
ولی خدا ندید که شیطان چه کرد
و گفت که دست من همه تک خال است

I’ll raise you high to a hundred and five,
and forever put an end to your sins“,
من سر بانکت شرط می بندم
و برای همیشه به گناهانت پایان می دهم

But the Devil let out a mighty shout, “My hand wins!!”
و شیطان فریاد سهمگینی زد : دست من برد!!!

And I said “Lord, oh Lord, you let him win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, don’t let him win…”
و من ( خود خواننده) گفتم: خدا مواظب باش اون داره می بره
خورشید خاموشه و شب حکومت می کنه
اون قطار به موقع مرده، خیلی از ارواح منتظرند
اه خدا، اون داره می بره

And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess,
و بسیار دور در یک گوشه ئی
خدا و شیطان اکنون دارن شطرنج بازی می کنن

The Devil still cheats and wins more souls,
And as for the Lord, well, he’s just doing his best
شیطان هنوز تقلب می کنه و روح های بیشتری رو می بره
و اما در مورد خدا، خب، اون داره سعی خودش رو می کنه…