30 دی 82
درود بر همگی دوستان عزيزم:
خوشحاليم!!! . از اينکه امتحانات امروز به پايان رسيد. اما در درونم زياد خوشحال نيستم؛ چون فقط امتحانها را گذروندم اما گذراندنی حزن انگيز. به خير بگذره…بيخيال!
ممنون از همگی شما که نظراتتون را ميديد و گله مند از اونهائی که فقط می آن و بی نظر ميرن، هستم. بعضی ها به من گفتن که دست از اين فيلسوف بازيت بردار و بيشتر از اين مخ خودت رو درگير اين چيزها نکن، چون سرانجام سر از تيمارستان در می آری . خب من هم تصميم گرفتم که اين مطلب رو بنويسم و تا مدتی بيخيال دين و مذهب و … بشم تا مغزم کمی refresh بشه و بيشتر به همون موسقی بچسبيم.
اول به ادامه سخنان Timothy؛ يکی از پيشوايان Anti-Christinity می پردازم، البته خلاصه شده با کمی حذفيات:
در حاليکه علم تلاش می کند تا حدواسطی بين اين دو موضوع (دين و علم) پيدا کند، مسيحيت حتی احتمال اينکه خلقت و وجود ما چيزی جز معجزه باشد را نمی تواند بپذيرد!! مسيحيت برای درک علم تلاشی نمی کند در حاليکه علم تلاش می کند تا مسيحيت را درک کند و بپذيرد.
برای مثال علم کشف کرده است که بشر اين توانائی را دارد که سرنوشت، سلامتی و پيامدهای بحرانی خودش را با مديتيشن و خود هیپنوتيزمی کنترل کند. مسيحيت به اين تمرينات از ديد Demonology (ديوشناسی) می نگرد، می گويد که مديتيشن ذهن را باز می کند و اجازه می دهد که پليدی (شيطان) وارد شود!! (شايد اسلام اينگونه با مديتيشن و اينگونه مسائل برخورد جدی نداشته که بخواهد نظر بدهد.) آنها می گويند که انسان می بايست از خدا طلب کمک کند، با هر وضعيت و مقعيتی که دارد، و اگر به تقاضاهای عابد جواب داده نشد بدليل خواست خداوند است که عابد در همان مرحله بدبختی بماند!!!
مسيحيان متعصب و زاهد و پارسا امتناع می کنند از اينکه حتی اين واقعيات را امتحان کنند مانند بررسی کردن کتابهائی که در مورد مديتيشن نوشته شده اند و نتايج و مدارک حاصله از کلينيک های هیپنوتيزمی. به نظر می رسد که آنها می خواهند کسی يا چيزی ديگر به آنها کمک کند، به جای اينکه تلاشی برای کمک به خودشان داشته باشند.
جنبه ديگر جالب مسيحيت در مورد اختلاف در گفته ها و رفتار معتقدانش است. برای مثال کاتوليک ها بسيار با مشروبات الکلی و قماربازی مخالفند. آنها هر يکشنبه بسيار نجيب به کليسا می روند، نيایششان را برای حدود يک ساعت انجام می دهند و سپس آنجا را ترک می کنند و در مورد احساس روحانيشان که در هنگام نيايش داشتند، سخن می گويند. اما اين طلب مغفرت کردن هر يکشنبه شان به آنها اين اجازه را می دهد که باقی هفته را هر کاری که آنها را خوشنود ميسازد انجام دهند.
علم هميشه به واقعيات اشاره می کند. دانشمندان هيچ احتياجی برای گمراه کردن افراد، برای اينکه چيزی را {به اجبار} قبول کنند ندارند، چون واقعيات خودشان زبان خودشان هستند!
اکثر مردم تمايل دارند که واقعيت ها را بفهمند در حاليکه بعضی، از اين باور و اعتقاداتی که به آنها گفته شده است راضی هستند!! شايد اين وضعيت راحتی برای آنهاست. به نظر می رسد که اين زندگی آسانی است که وابسته به کسی يا چيزی ديگر باشند که کارها را برايشان انجام دهد به جای اينکه خودشان انجام دهند.
همانطور که Minnesta Governor Jesse Ventura می گويد: دين، فقط چوبدستی برای تکيه افراد ضعيف العقل است.
خب اين هم يکی از دهها نظراتی بود که باعث شده مکتب ضد مسيحيت شکل بگيرد. در آينده شايد بيشتر به تبيين نظرات اين افراد بپردازم. اما الان به قول Philip Anselmo می خوام ذهنم را به سفری درمانی ببرم.
در آخر، شرمنده از اينکه اين مطلب خيلی کوتاه شد. با اين حال هنوز به نظر دادنتون اميدوار هستم.
بدرود.